بنیاد فلسفهی نوین ایران، بر پایهی جهان بینی گوهری و جهان آرایی نخستین ایران، به زبان یابندهی فرهنگ سیمرغی/زنخدایی ایران، فیلسوف منوچهر جمالی
…
continue reading
Original story wrote and narrative by Ben coming soon
…
continue reading
"ما نسبت به بدیهیات کوریم و نسبت به کوریمونم کوریم!" - از کتاب "تفکر، سریع و آهسته" نوشته دانیل کانمن این پادکست روایتیه از جستجوهای فلسفی-علمی من
…
continue reading
فصل جدید تایم کوچ, بیاید در کنارهم، بدبخت شویم❗️ چگونه می توانید به بدبخت ترین انسان روی کره ی زمین تبدیل شوید؟ من ایمان ابریشمچی، مسترکوچ ICF به کمک موثرترین روش های به روز علمی، مسیر بدبختی، افسردگی و ناامیدی را برای شما تسهیل خواهم کرد. من در راستای رسالت حرفه ایم، فصل جدید تایم کوچ با عنوان "مهارت های بدبختی" را به خانواده ی تایم کوچ به صورت رایگان و بدون تبلیغ، آماده کرده ام تا مسیر شکوفایی شما را به شیوه ای جدید و متفاوت تسهیل کنم. این فصل با رویکرد جدید و صورت کاملا زنده تهیه شده است ...
…
continue reading
فرهنگشهر . . . مردمی، دین جمهوری ایرانی است. نه مانند ادیان دروغین امروزی که مردم را عبد و صغیر و ناقص و گناهکار میدانند. دین مردمی ایرانی میگوید که همهی مردمان فرزندان سیمرغ هستند. همه تخم خدا و باهم خوشه خدا، سیمرغ، شاه هستند. چون همه ارتا هستند و ارتا بن اندازه است، پس مردم (انسان) خودش اصل اندازه گذاری است. فلسفهی اندازه که بنیاد فرهنگ گوه…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . یکی دیگر از درون مایههای مردم شاهی یا جمهوری ایرانی، که گرانیگاه آن بر روی خرد اندیشه آفرین و سامانده گذارده میشود، نه حقیقت و ایمان! بلکه نگهبانی و پرورش زندگی در گیتی است. خویشکاری سامانده (حکومت) نه تنها پاسداری از جان و خرد مردمان است، بلکه باید پذیرفتار روزی (ضامن معیشت) همگان باشد، وگرنه حقانیت به حکومت ندارد. حقانیت، مشروع…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . جهان را نباید آزرد، چون جان شیرین است. واژهی آزردن در اوستا از زر آمده است با دو چم (معنا)، یکی خشم و قهر و تهدید و دیگری عذاب دادن است! میازار موری که دانه کش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است (شاهنامه)، این ایده، سراندیشه، بنیاد فلسفهی دین مردمی را بیان میکند، که ما بایستی آن را بگستریم. فلسفهی ژرف ایرانی، که به دست ادیان…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . حق چیست و چگونه در و از آدمی پیدایش مییابد؟ و آیا سازگاری با تکلیف دارد؟! گوهر خرد در فرهنگ ایران، همآفرینی، همبغی، انبازی است. خرد در شاهنامه، جفت جو است، تا با دیگری، باهم شادی و جنبش را بیآفرینند. قانون (داد) در اجتماع برای آنست که افراد را باهم آفریننده سازد، نه برای معین ساختن تکالیف و وظایف، اکراه آور و اجباری نیست. حق=هاگ…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . بیا تا جهان را به بد نسپریم / به کوشش همه دست نیکی بریم (فردوسی) فرهنگ ایران بر شالودهی اصل قصاص بنا نشده است! و هیچ گونه سازگاری با آن ندارد. خرد بهمنی ایرانی، رنگین کمانی، آذرفروز (نوآور) است. سروش (گوش سرود خرد)، به فریدون پروانه نمیدهد که جان ضحاک را که اصل آزردن جان و خرد است، بگیرد! بلکه او را به فراز کوه البرز تبعید میکند.…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . استوره یا افسانه مهر، در برابر واقعیت شمشیر! این فرهنگ ایران است که به جهانآرایی (سیاست) معنا میدهد، و مردم را برای ساماندهی داد، بسیج میکند. خرد چشم جان است، نگهبان زندگی است. آزردن خرد در اندیشیدن که نفی آزادی است، به مانای آزردن جان است. سامانده (حکومت) آمیغ خردهای مردمان است. دین مردمی، این آرمان ایرجی، سراندیشه نادر و نبوغ ا…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . جمهوری ایرانی معنایی دارد؟ ایران/ایرانی ناسیونالیسم نیست! بلکه مفهوم ایرانی، بیان یک فرهنگ است، فرهنگی که بنیادگذار دین مردمی است. حکومت و جامعه بر پایه این دین (بینش زایشی، وجدان) است که گذارده میشود، درحالیکه همه جا فریاد جدایی دین از حکومت بلند است، ولی چه دینی؟ این تضادها و تناقضها برخاسته از پیش آموختههای مذهبی و شبه فلسفی و…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . سرپیچی، یکی از اصول برجستهی جمهوری ایرانی است. ما بر پایهی خرد خود، چنین حق و قدرتی را داریم. حقی که در شاهنامه، در داستان کاوه آمده است. کاوهای که در فرهنگ ایران نماد گوهر ایستادگی در برابر اصل بیداد (آزردن جان و خرد) است. خرد شاد بهمنی، که ضد خشم است. به چم، جمهور مردم حقانیت به حکومتی میدهند، که بر پایهی خرد بهمنی باشد. به د…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . خودجوشی در گوهرش ناهمخوان با رهبر و راهبری است و خودش راه گشاست. در فرهنگ ایران، خودجوشی و به هم جوشی، باهم پیوندی ناگسستنی دارند. چرا گوهر هر آدمی، سرخ و سپیدی است که سبز و روشن میشود؟ از روشنی، دو برداشت ناهمخوان در تاریخ شده است. یکی روشنی است که از بریدن و متضاد شدن دو چیز با هم به وجود میآید. همان مفهومی که زرتشت آورد و سپس …
…
continue reading
فرهنگشهر . . . در فرهنگ اصیل ایران، زمان تنها نمیگذرد و گذشته نمیشود، بلکه میگردد (گشتن)، دیگرگون میشود. آنچه که میتواند رنگ و چهرهی دیگر پیدا کند، غنی و سرشار است. اینست که حکومتها (قدرت ورزان) هزارهها تغییر را دوست نداشتند و میخواستند بر روی یک حقیقتی، دستگاه حکومتی، شکلی ثابت بمانند، درحالیکه مسئله فرم نیست و دگرگونی مایهی درونی است. …
…
continue reading
فرهنگشهر . . . فرستادهٔ سلم چون گشت باز شهنشاه بنشست و بگشاد راز گرامی جهانجوی را بار خواند همه بودنی پیش او باز راند ورا گفت کان دو پسر جنگجوی ز خاور سوی ما نهادند روی از اختر چنین استشان بهره خود که باشند شادان بکردار بد دگرشان ز دو کشور آبشخورست که آن بومها را درشتی برست برادرت چندان برادر بود کجا مر ترا بر سر افسر بود چو پژمرده شد روی رنگین …
…
continue reading
فرهنگشهر . . . جز از کهتری نیست آیین من / نباشد جز از مردمی دین من (شاهنامه)، جمهوری ایرانی، بر شالودهی دین مردمی، که بنیاد فرهنگ سیاسی ایران بوده، گذارده شده است. ایرانی، بحث یک ملت یا قوم یا جامعه سربسته ویژهای نیست، که خودی و ناخودی داشته باشد! بلکه واژهی ایرانی، نمایانگر فرهنگ مردمی است. مردم=مرتخم=تخم ارتای خوشه، امروزه بسیار میشنویم که…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . چرا ما جمهوری ایرانی میگوییم، ولی مانند جمهوریخواهان بسیاری که امروزه آویزان کالچر غربی، به اصطلاح چپگرا و راستگرا، و یا برخی از اصلاح طلبان خجالتی و کمونیستهای بیمیهن.. با بر زبان آوردن که هیچ، حتا با شنیدن «پاینده ایران» ، تبخال و کهیر نمیزنیم و درجا سکته ناقص نمیکنیم!؟ چونکه وارونه این شبه جمهوریخواهان (مثلنی)، بکار بردن …
…
continue reading
فرهنگشهر . . . خرد بهتر از هرچه ایزد بداد/ستایش خرد را به از راه داد ، خرد بهمنی که ضد خشم و قهر و تهدید و تجاوز، خردی که سامانده گیتی است، بدون تبعیض نژادی و مذهبی و جنسی و طبقاتی، میان همهی مردمان پخش شده است. تنش داد و مهر در داستان فریدون، برای بیدار کردن همین خرد است که قدرتها و آموزههایشان آن را پیوسته در مردمان سرکوب میکنند! در فرهنگ ای…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . مردم شاهی دیروز یا جمهوری ایرانی امروز، بیان درونمایه و منش فرهنگی است، نه تنها فرم و ظاهر آن، که مانند جمهوریهای امروزی، سر از دیکتاتوری و استبداد در میآورند. وارد کردن جمهوری غربی که در سالهای درازی در جایی دیگر پا گرفته است، تنها آوردن سطح، رویه، پوستهای است بدون هسته و مغز که در بستر جامعه نمیروید و بارور نخواهد شد! داد، ک…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . دستکم از مشروطیت تا به امروز، از آنجایی که به بن و درونمایههای فرهنگ اصیل ایران پرداخته نشده بود، و شوربختانه کماکان نمیشود! و یا زیر پوشش زرتشتیگری (دنیای فانی و آخرت ابدی) بدست فراموشی سپرده شده است، تاثیر ناچیزی بر روی جنبشها داشته است، که پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم ناگوار این کمرنگی فرهنگی و بیمهری ایرانی نسبت به درک و ف…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . در فرهنگ ایران، تا حکومت میان مردم پخش نشود، داد نیست! و این اصل جمهوری است. ما بجای صغیر و ضعیف و تابع و گناهکار بودن همیشگی در افکار ابراهیمی و کالچر غربی و شرقی، آسنبغ (یکی از نامهای بهمن که به پخش کردن برمیگردد) فرهنگ ایران را داریم که ساماندهی و آراستن را از آن همگان میداند. همچنین داد در الهیات زرتشتی (فرهنگ مسخ شده ایران…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . ما یک فرمول ابدی برای آشتی دادن اضداد در اجتماعی که پیوسته در حال دگرگونی است، نداریم! خرد سنگی یا سنتزی یا شاد بهمنی (سنگیدن، هنگیدن، سنجیدن) برای شناخت چیزها، آنها را از هم پاره و تجزیه نمیکند، بلکه به گونهای در همخردی آدمیان باهم، پیوند میان پدیدهها را میپروراند. نماد این اندیشه در فرهنگ گوهری ایران، موهای این خدا (بهمن) بود…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . داد چیست؟ داد از داته میآید، که بینش زایشی باشد، که از آدمی میروید و بنیاد عدالت و قانون و نظم میشود. برای ما بسیاری از عدالت اجتماعی مارکسیسم و قوانین تغییر ناپذیر و مقدس علمی آن، و از عدل علی و قصهی سیخ سوزان بر روی دست برادرش که تقاضای بخش کوچکی از بیت المال را کرده بود، سخن گفتند؟ و این دو را با تف به هم چسباندند، و حلال کل …
…
continue reading
فرهنگشهر . . . من که از آتش دل چون خم می در جوشم/مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم (حافظ) ما با هنگام زایش ناگهانی آزادی کار داریم، که سدهها سرکوب شده است. ما با یک جنبش از سر سبز شونده، اینست که با سیمرغ کار داریم. چرا برخاستن سیمرغ از خاکسترش، رستاخیز در فرهنگ گوهری ایران را یک افسانه میانگارند؟! چون ایران نشناس و ادبیاتچی ایرانی سطحینگر، هی…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . جمهوری ایرانی یا مردمشاهی، نه با ملی گرایی کار دارد، نه با ناسیونالیسم غربی! برای ایرانی بودن، مسئلهی فردیت بسیار مهم است. در فرهنگ ایران، اندیشه جهانی، و گفتار و کردار ایرانی است. در این فرهنگ کهن و غنی مردمی، حقیقت یا راستی، یک راه راست نیست، که بدون هیچ نگرانی و دغدغه و تشویش گمراهی، آن را دنبال کنیم و بی شک و پرسش و پژوهش، برا…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . تهی دستی سخن را رنگ دیگر میدهد صائب / ندارد ناله جانسوز چون نی پر شکر باشد ، بنای مردمشاهی بر شالودهی گوناگونی، همچون رنگین کمان و سمفونی سیمرغ، مانند باغی پر از گلها و آواز پرندههای رنگارنگ است. مفهوم ارزش ایرانی، بکلی با نیک و بد، خیر و شر، حق و باطل در ادیان نوری فرق دارد. به همین دلیل در فرهنگ ایران سیمرغ (بزرگترین خدای ای…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . جمهوری ایرانی یا مردمشاهی به چم چیست؟ ما تنها با کپی کردن یک فرم و وارد کردن آن از خارج، نمیتوانیم ساماندهی کنیم و خود به خود کار به جایی نمیبریم. جمهوری که نه تنها ریشه در اندیشه، بلکه تراوشی از فرهنگ و روان و گوهر یک مردمی نباشد، در آن سرزمین سازمان ناپذیر است! یکی از گرانیگاههای مردمشاهی در ایران، بر پایهی شایستگی و بایستگی…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . این مهم نیست که دین حقیقی کدام است! بلکه این مهم است که چگونه ما با هم زندگی کنیم. همان اندیشهی بنیادین فرهنگ هزارهای ایران، که در منشور کوروش بازتاب یافته و نخستین شکل قانونی و تاریخی را به خود گرفته است. زندگی که حکومت (سامانده) را به گونهای خودجوش از خودش میتراود. خوشبختانه فرهنگ ایران، پس از هزارهها و کلی خاک خوردن و زنگ زد…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . چگونگی جدایی دین از حکومت؟ مسئلهای که با رابطهی بینش انسان با حکومت، با اولویت جان یا زندگی بر ایمان کار دارد، و این کار بدون زنده کردن و بسیج ساختن فرهنگ گوهری ایران محال است! سوژهی جدایی حکومت از دین، ویژهی جامعههایی است که در آن ادیان ابراهیمی حاکم هستند، که دین برای آنها معنای خاصی دارد، و ما به اشتباه این معنای خرد را به ک…
…
continue reading
ذهن ما طوری طراحی شده که دنبال دردسر بگرده. تو این قسمت، با زبونی ساده و گاهی طنز، میفهمیم چطور با تمرکز روی منفیها میتونیم حال خودمون رو خراب کنیم — اونم با دقت، تمرکز و برنامهریزی! اگر تا حالا بیدلیل حالات گرفته بوده، شاید دلیلش رو اینجا پیدا کنی... 🎧 گوش بده و ببین چطور میتونی آگاهانه یا ناخودآگاه حالات رو پایین بیاری! #پادکست_روانشناسی …
…
continue reading
فرهنگشهر . . . این مفهوم سبز، تلنگری است که به زخم سه هزار ساله، در روان و تاریخ و فرهنگ ایران که در گوهر هر ایرانی هست و همیشه درد میکند، زده شده است! همیشه سبز و شاداب بودن، از ریشه در خاک داشتن و خاکی بودن میآید. ولی از خاک فرا میروید و روشن و خرّم میشود، و از بینشی میروید که از طبیعت خود انسان پیدایش یافته و سر به آسمان میساید. سبز به ما…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . ای باد خوش که از چمن عشق میرسی / بر من گذر که بوی گلستانم آرزوست (مولوی) ، مفهوم پیوند جمهوری ایرانی (مردمشاهی) با رنگ سبز در ژرفای فرهنگ ایرانی و خدای ایران که خدای رنگ بوده است چیست؟ سبز=زرد(رام/مادینه) + آبی(بهرام/نرینه)، که در هم آغوشی با هم سبز یا پدیدار و روشن میشوند. واژهی چمن، از چمان، از یمان میآید که برمیگردد به ییمه…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . ز نیرو بود مرد را راستی / ز سستی کژی زاید و کاستی ، بزرگترین مسئلهی جمهوری ایرانی، همانا بنا کردن جامعه و حکومت (ملت_دولت) بر پایهی خرد شاد است، نه تنها خردگرایی خشک و خالی! در فرهنگ ایران، روشنایی و شادی، ناگسستنی هستند. اندیشیدن با خندیدن آغاز میشود. به مانای هستی یافتن در گیتی، خندیدن است. مسخره کردن تصویر آدم و حوا، که بیان ف…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . شهروند کیست؟ و شهروندی چیست؟! از ویژگیهای آسنخرد یا خرد مینویی، یکی جویندگی و آزمایندگی، و دومی نگهبانی از زندگی، و سومی سامانده و آراینده است. خدای ایران یا سیمرغ، خوشهی همهی انسانها بوده است. دانههای به هم پیوستهای که هم فردیت، هم کثرت، و هم پیوستگی دارند. ما در فرهنگ ایران، چیزی بنام وحدت نداریم! که به واسطهی آن، همهی دا…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . جمهوری و دموکراسی و حقوق بشر و جامعهی مدنی و آزادی ووو چنانچه پنداشته میشود، یک فرم نیست که بتوان مانند کالاهای صنعتی از کشورهای پیشرفته وارد کرد و مردمان را در این قالب جا داد. از فلسفه تا تئوریهای سیاسی و اجتماعی راههاست. شوربختانه به اصطلاح روشنفکران ما میخواهند که یک پاره از فلسفهی غرب را از یک برهه از زمان بگیرند، و بدون …
…
continue reading
فرهنگشهر . . . در فرهنگ اصیل ایران، تنها به بهمن، وهومن، هخامن، که اندیمن و هندیمن هم خوانده میشوند، گوش فرا داده میشود، و رجوع به مرجع دیگری وجود خارجی نداشته است و ندارد! برای ایرانی، بهمن ارکه (ارک=قلعهی درون قلعه) دنیا بود. تخم درون تخم، مینوی مینو بود. واژهی اندرون امروز ما، همان به سوی مینوی دیروز، درونیترین و خودمانیترین پاره آدمی ب…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . تصویر تخم و خوشه ایرانی، سراندیشهای ژرف و انتزاعی که خدا را از یک فرد، به مفهوم یک اصل دگرگون ساخته بود! بر پایهی این اندیشه، تا این اصل(بن) واحد(یگانه) و یکپارچه است، تاریک و مجهول و بینام است. ولی همینکه گسترده و پراکنده شد، روشن و پیدا و رنگارنگ و گوناگون میشود. ایرانی در دیگری بدنبال ایمان او نبود، بلکه در نهاد هر کسی به بنی…
…
continue reading
خوشبینی سمی و کوچینگ: مرز بین امید و انکار در دنیای کوچینگ، یکی از اهداف کلیدی این است که افراد را به سمت رشد، پذیرش و اقدام هدایت کنیم. اما گاهی اوقات، خوشبینی میتواند به یک دام تبدیل شود—چیزی که آن را خوشبینی سمی مینامیم. خوشبینی سمی زمانی رخ میدهد که فرد، به جای پذیرش واقعیت و یافتن راهحل، مشکلات را نادیده میگیرد یا با جملاتی مانند «همه…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . در تورات، زندگی کردن در گیتی، یک مجازات است! همچنین قرآن، زندگی در دنیا را لهو و لعب (هرزگی، بدکاری، هوسرانی) میداند!؟ فرهنگ ارتایی ایران، جهان دوبخشی (گذرا و ناگذرا)، بریده و ناهمگوهر نمیشناخت. ارتا=سیمرغ، هم تخم بود، هم خوشه، که این نام را به گفته ابوریحان، اهل پارس در «ارتاخوشت» ارتای خوشه، پاسداری کرده بودند. نامی که زرتشت و …
…
continue reading
فرهنگشهر . . . سکولاریته در فرهنگ ایران، همان عروسی انسان با جهان است. ما برای اینکه درک درستی از فرهنگ ایران داشته باشیم، بایستی نخست بسیاری از مفاهیمی که بیشتر از آیین زرتشتی گرفته شده است و شوربختانه به اشتباه میان ایرانیان به عنوان فرهنگ اصیل ایران بسیار رواج دارد، درحالیکه هیچ همخوانی و همپوشانی با فرهنگ نخستین ایران ندارد را دور بریزیم. الهی…
…
continue reading
با تمرین مهارتهای کوچینگ مثل خودآگاهی، تعیین هدف و پذیرش چالشها، میتونیم چشمانداز روشنی از آینده بسازیم. در این قسمت، با تکنیکهای گسترش نگرش رشد و بازخورد سازنده، یاد میگیریم که چگونه موانع رو به فرصت تبدیل کنیم و قدم به قدم به سوی آیندهای پر از امید و انرژی مثبت حرکت کنیم. آمادهای تا با اعتماد به نفس، نقشه راه موفقیت خودت رو طراحی کنی؟ Hos…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . مردمشاهی دیروز یا جمهوری ایرانی امروز، چیزی جز همان تصویر سیمرغ نیست، که در دل مردم زنده مانده، و در ادبیات ما انباشته شده است. بی ارزش ساختن داستان سیمرغ نزد ساسانیان، و شراکت آنها با موبدان زرتشتی در حکومت به این دلیل بوده است که، این داستان تئوری حکومت جمهوری (مردم بر مردم)، اوامیان یا خرّمدینان بود. سیمرغ یکی از نامهای «ارتا» …
…
continue reading
“آیا تا به حال در ذهنت یک سناریوی وحشتناک ساختی که هرگز اتفاق نیفتاد؟ ما استاد ساختن جهنمهایی در آیندهای هستیم که هنوز نرسیده! در این اپیزود، به سراغ این بازی ذهنی میرویم و میبینیم چطور میتوانیم از آن رها شویم. آمادهای؟ Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
…
continue reading
فرهنگشهر . . . هدهد، سبک شده هوتهوتک/هوتوتک است. (هو=بِه + توتک=نی) = نایبه=سیمرغ ، که تخمی جوینده، نهفته در همگان باشد، همان اصل جستجو و آزمایش و پژوهش و پرسش. پیدایش حکومت(سامانده) از ملت، یا همان پدیدهی دولت-ملت! چرا شاه در فرهنگ گوهری ایران، نام خود ملت بوده است؟ بلوچهای ایران، هنوز مانای بنیادی پیدایش را که زایش باشد، نگاه داشتهاند. در ش…
…
continue reading
فرهنگشهر . . . ما جامعه و حکومتی(ساماندهی) میخواهیم، که بر پایهی فرهنگ گوهری ایران و خرد سامانده بنا شود. فرهنگ ایران بر این اصل استوار است که مردمان از هر قوم و طبقه و دین و ایدئولوژی که باشند، اراده کنند که بر پایهی خرد انسانی خودشان در این گیتی بیاندیشند و زندگی کنند. قداست «جان و خرد» انسان، برترین اصل فرهنگ ایران است، و بدینسان ایجاب همزیس…
…
continue reading
1
انقلاب مشروطهخواهان علیه مشروطیت (اشانتیون تاریخی۲)
3:01:18
3:01:18
در پخش در آینده
در پخش در آینده
لیست ها
پسندیدن
دوست داشته شد
3:01:18مشروطه . . . به زبان و پژوهش آقای نیما جوادپور
…
continue reading
دوستان . . . در دل چو سنگ مردم آتشی است / کو بسوزد پرده را از بیخ و بن (مولوی) ، در سنگ، نر و ماده با هم است. به رستم تهمتن میگفتند، چون هم تخم است و هم زهدان. واژهی هوا پیش نیاکان ما، مانای از خود بودن داشته است که سپس مانند اصطلاح هوای نفس زشت ساخته شده و در اصل اصالت از انسان زدوده شده است. خرد سنگی=آسن خرد=خرد خودزا و آزاد ، در پهلوی دربارهی…
…
continue reading
در این اپیزود، به اهمیت تمرکز بر جنبههای مثبت زندگی، تمرین حضور ذهن و مدیریت چالشها میپردازیم؛ راهکارهایی ساده اما مؤثر برای تقویت تابآوری و رشد شخصی. با ما همراه باشید تا یاد بگیرید چگونه از کوچینگ پذیرش و تعهد برای ایجاد ذهنیتی مثبت و متعهدانه در زندگی استفاده کنید. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.…
…
continue reading
دوستان . . . تا هنگامی که ما روند پیدایش یک بینش را میدانیم، آن خرافه نیست! بلکه خورآپه یا خونابه یا شیرابه یا رنگ است. سنگهای رنگین پیوندی تنگاتنگ با جهانبینی ایرانی از زندگی و گیتی و خدایان داشتند. خار و خارا و خره به واژهی هره برمیگردند، که هم به مانای نی و هم زن باشد. چرا جمشید در شاهنامه با جستن و برون آوردن گوهر از خارا، خواستار روشنی بود…
…
continue reading
دوستان . . . منیدن، مینو کردن گیتی است. هر بینشی که نداند چگونه و چرا پیدایش یافته است؟ در درازای زمان، خرافه میشود! خرافه=خرآبه،آپه=خورآوه=خونابه=شیرابه چیزها، که نامهای دیگرش، ژد و مان و رنگ است، که با جذب آن، مردم(مرتخم) آباد میشده و از آن تن(زهدان)، روشنی و بینش میروییده است. البته که میتوان از چنین بینشی انتقاد کرد، ولی نباید بدینسان همهی…
…
continue reading
در این قسمت از پادکست، به بررسی نقش توجیهات ذهنی در خوشبینی و افسردگی میپردازیم. افراد خوشبین معمولاً مسئولیت موفقیتها را برعهده میگیرند و شکستها را به عوامل بیرونی نسبت میدهند، در حالی که افراد افسرده، موفقیتها را به شانس و شکستها را به ضعفهای شخصی خود ربط میدهند. با تمرین تغییر در سبک توجیهات میتوانیم نگرشمان را تغییر دهیم و دیدگاه م…
…
continue reading
دوستان . . . چو جایی تشنگی باشد به غایت / کشد در خویشتن آبی نهایت (عطار) جامعهی امروز ما، همین انسانهای هاروتی ماروتی هستند، که در چاه اسلام آویخته شدهاند! ولی این حکومتهای ضد خردادی و امردادی، غافل از این هستند که آموزههای ضد آب (ژد) ایشان، سوزاننده و پژمراننده و خشک کننده جان و زندگی هستند، و هرچه بر خشک مغزی، خشک چشمی، خشک خوئی، خشک دستی، خ…
…
continue reading
دوستان . . . همیشه تن آباد با تاج و تخت / ز درد و غم آزاد و پیروز بخت ، همیشه دل و هوشش آباد باد / روانش ز هر درد آزاد باد (فردوسی) با انسان آباد است که اجتماع و جهان آباد میشود. از آبادی درونی، به بیرونی رسیدن. مردم که از مرتخم میآید، تشنهی آب است تا بروید. انسان تخمی است از مر، از اصل جفتی و انبازی و دوستی. اصل آب=زرمایه ، واژهی خاک در فرهنگ …
…
continue reading
…
continue reading