show episodes
 
در این کانال سخنان ناب بزرگان، قصه های مثنوی معنوی، حکایات کهن، زندگی نامه های شعرا، مطالب مفید و جالب را با الفاظ ساده با شما شریک خواهیم ساخت. با ما باشید! www.rumibalkhi.com
 
هرچیز خوب و مفیدی که پیدا کنم براتون میگذارم. دانستنی های زندگی و آموزش مهارتهای زندگی. بیشتر روی مطالب روانشناسی تمرکز میکنم. منابعشونم توی متن هر اپیزود قرار میدم. امیدوارم از شنیدنشون لذت ببرید
 
در این کانال ضمن دکلمه و تفسیر ابیات شعرای نامدار، تفسیر اشعار دیوان شمس تبریزی، دکلمه غزلیات، حکایات مثنوی معنوی، مجالس سبعه، مقالات شمس تبریزی و منتخب از فیه ما فیه حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی را نیز نشر خواهیم نمود. با احترام فهیم هنرور RumiBalkhi.Com
 
Loading …
show series
 
اپیزود 14 از پادکست "کودک من" اینجاست 😍 تو این قسمت شعر "چاقاله بادوم و کیک قایقی" رو براتون آماده کردیم. تو این شعر چاقاله بادوم کیک تولدش رو تو خواب می بینه … این قسمت هم مثل قسمت‌های قبلی مناسب کوچولوهای نازنین 2 تا 6 ساله‌ست. امیدواریم که دوست داشته باشید. اگر شعر یا داستانی دارید که دوست دارید ما براتون بخونیم حتما به ما بگین 😊 منبع مکتوب این …
 
حکايت مأمون با کنيزک به نزد من آن کس نکوخواه تست که گويد فلان خار در راه تست حکایت کامل: چو دور خلافت به مأمون رسيد يکي ماه پيکر کنيزک خريد به چهر آفتابي، به تن گلبني به عقل خردمند بازي کني به خون عزيزان فرو برده چنگ سر انگشتها کرده عناب رنگ بر ابروي عابد فريبش خضاب چو قوس قزح بود بر آفتاب شب خلوت آن لعبت حور زاد مگر تن در آغوش مأمون نداد گرفت آتش …
 
اپیزود 13 از پادکست "کودک من" اینجاست 😍 تو این قسمت شعر "آخ دندونم وای دندونم" رو براتون آماده کردیم. تو این شعر چاقاله بادوم ما دندونش درد گرفته… این قسمت هم مثل قسمت‌های قبلی مناسب کوچولوهای نازنین 2 تا 6 ساله‌ست. امیدواریم که دوست داشته باشید. اگر شعر یا داستانی دارید که دوست دارید ما براتون بخونیم حتما به ما بگین 😊 منبع مکتوب این اپیزود کتاب "ش…
 
حقا که مرا دنیا بی دوست نمی‌باید با تفرقه خاطر دنیا به چه کار آید غزل کامل سروی چو تو می‌باید تا باغ بیاراید ور در همه باغستان سروی نبود شاید در عقل نمی‌گنجد در وهم نمی‌آید کز تخم بنی آدم فرزند پری زاید چندان دل مشتاقان بربود لب لعلت کاندر همه شهر اکنون دل نیست که برباید هر کس سر سودایی دارند و تمنایی من بنده فرمانم تا دوست چه فرماید گر سر برود قطع…
 
اهل دنیا عاشق جاه اند از بی‌دانشی آتش سوزان به چشم‌کودک نادان زر است غزل کامل تا نفس باقی است دردل ر‌نگ‌کلفت مضمراست آب این آیینه‌ها یکسرکدورت‌پرور است فکر آسودن به شور آورده است این بحر را در دل هر قطره جوش آرزوی‌گوهر است ساز آزادی همان گرد شکست آرزوست هرقدر افسرده گردد رنگ سامان پر است ای حباب بیخبر از لاف هستی دم مزن صرف‌کم دارد نفس را آنکه آبش …
 
اپیزود 12 از پادکست "کودک من" اینجاست 😍 تو این قسمت شعر "نون و سبزی" رو براتون آماده کردیم. تو این شعر چاقاله بادوم ما رفته خرید. این قسمت هم مثل قسمت‌های قبلی مناسب کوچولوهای نازنین 2 تا 6 ساله‌ست. امیدواریم که دوست داشته باشید. اگر شعر یا داستانی دارید که دوست دارید ما براتون بخونیم حتما به ما بگین 😊 منبع مکتوب این اپیزود کتاب "شعرهای شیرین برای …
 
اپیزود 11 از پادکست "کودک من" اینجاست 😍 تو این قسمت شعر "چاقاله بادوم یه دختره" رو براتون آماده کردیم. این قسمت هم مثل قسمت‌های قبلی مناسب کوچولوهای نازنین 2 تا 6 ساله‌ست. امیدواریم که دوست داشته باشید. اگر شعر یا داستانی دارید که دوست دارید ما براتون بخونیم حتما به ما بگین 😊 منبع مکتوب این اپیزود کتاب "شعرهای شیرین برای بچه ها" سروده آقای ناصر کشا…
 
اپیزود دهم از پادکست "کودک من" اینجاست 😍 تو این قسمت یک شعر قشنگ به نام "بچه تمیز و زیبا" براتون آماده کردیم. امیدواریم که دوست داشته باشید. اگر شعر یا داستانی دارید که دوست دارید ما براتون بخونیم حتما به ما بگین 😊 خوشحال میشیم که ما رو به بقیه هم معرفی کنید. 😍
 
قبای فهم این بر قد ما نیست کسی را زهرهٔ چون و چرا نیست شعر کامل بنام آنکه گنج جسم و جان ساخت طلسم گنج جان هردو جهان ساخت جهانداری که پیدا و نهانست نهان در جسم و پیدا در جهانست چو ظاهر شد ظهور او جهان بود چو باطن شد بطونش نور جان بود زپنهانیش در باطن چو جان ساخت ز پیداییش در ظاهر جهان ساخت چه ظاهر آنکه از باطن ظهورست چه باطن آنکه ظاهر تر ز نورست زمی…
 
قدحی پر کردم نمی توانم خوردن، نمی توانم ریختن مقالات شمس تبریزی رح صفحه 650 قدحی دارم بر کف به خدا تا تو نیایی هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم غزل کامل به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم وگر از من طلبی جان نستیزم نستیزم قدحی دارم بر کف به خدا تا تو نیایی هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم سحرم روی چو ماهت شب من زلف سیاهت به خدا بی‌رخ و زلفت نه بخسب…
 
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید غزل کامل گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید گفتم خوشا هوایی ک…
 
در عالمی‌که با خود رنگی نبود ما را بودیم هرچه بودیم او وانمود ما را غزل کامل در عالمی‌که با خود رنگی نبود ما را بودیم هرچه بودیم او وانمود ما را مرآت معنی ما چون سایه داشت زنگی خورشید التفاتش از ما زدود ما را پرواز فطرت ما، در دام بال می‌زد آزادکرد فضلش از هر قیود ما را اعداد ما تهی‌کرد چندان‌که صفرگشتیم از خویش‌کاست اما بر ما فزود ما را شاعر: حضرت…
 
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد غزل کامل درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است خدا ر…
 
اپیزود اختصاصی یلدای 1400 از پادکست "کودک من" اینجاست 😍 تو این قسمت یک شعر قشنگ در مورد این رسم باستانی ما ایرانی ها رو براتون آماده کردیم. امیدواریم که دوست داشته باشید. برای تماس با ما می‌تونین از امکان کامنت استفاده کنین یا به صفحات مجازیمون سر بزنین و اگر شعر یا داستانی دارید که دوست دارید ما براتون بخونیم حتما به ما بگین 😊 خوشحال میشیم که ما ر…
 
عدمم داد ز جولانگه دلدار سراغ خاک ره‌گشتم و نقش قدمی پیدا شد غزل کامل جگری آبله زد تخم غمی پیدا شد دلی آشفت غبار المی پیدا شد صفحهٔ‌سادهٔ هستی خط‌ نیرنگ نداشت خیرگی کرد نظرها رقمی پیدا شد نغمهٔ پردهٔ دل مختلف آهنگ نبود ناله دزدید نفس زیر و بمی پیدا شد باز آهم پی تاراج تسلی برخاست صف بیتابی دل را علمی پیدا شد بسکه دارم عرق از خجلت پرواز چو ابر گر غب…
 
در گلستانی که تخمی از محبت کاشتند زخم می بالد گل اینجا ناله می روید گیاه غزل کامل ننگ دنیا برندارد همت معنی نگاه تا بصیرت بر دیانت نیست معراج است جاه زبن چمن رشکی‌ست بر اقبال وضع غنچه‌ام کز شکست دل دهد آرایش طرف‌ کلاه طالب وصلیم ما را با تسلی‌ کار نیست ناله‌گر از پا نشیند اشک می‌افتد به راه در گلستانی که تخمی از محبت کاشتند زخم می بالد گل اینجا نال…
 
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس غزل کامل دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس نسیم روضه شیراز پیک راهت بس دگر ز منزل جانان سفر مکن درویش که سیر معنوی و کنج خانقاهت بس وگر کمین بگشاید غمی ز گوشه دل حریم درگه پیر مغان پناهت بس به صدر مصطبه بنشین و ساغر می‌نوش که این قدر ز جهان کسب مال و جاهت بس زیادتی مطلب کار بر خود آسان کن …
 
تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما غزل کامل دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون روی سوی خانهٔ خمار دارد پیر ما در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است عاقلان دیوانه گر…
 
بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش غزل کامل دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می‌گردد جهان بر مردمان سخت‌کوش وان گهم در داد جامی کز فروغش بر فلک زهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام نی گرت زخمی رسد…
 
دیده بدبین بپوشان ای کریم عیب پوش زین دلیری‌ها که من در کنج خلوت می‌کنم غزل کامل روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم در لباس فقر کار اهل دولت می‌کنم تا کی اندر دام وصل آرم تذروی خوش خرام در کمینم و انتظار وقت فرصت می‌کنم واعظ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخن در حضورش نیز می‌گویم نه غیبت می‌کنم با صبا افتان و خیزان می‌روم تا کوی دوست و از رفیقان ره است…
 
از تماشاخانهٔ امکان به عبرت قانعم یارب این‌گوهر زپیش چشم بیدل برمدار غزل کامل ترک دنیا کن غم این سحر باطل برمدار آنچه پشت پاش بردارد تو بر دل برمدار تا نگردد همتت ممنون سامان غنا چون گهر زین بحر غیر از گرد ساحل برمدار گر ز جمع مال سودی بایدت برداشتن غیر این باری‌ که دارد طبع سایل بر مدار از حیا دور است سعی خفت روشندلان شمع اگر خاموش هم گردد ز محفل …
 
دل خرابی می‌کند دلدار را آگه کنید زینهار ای دوستان جان من و جان شما غزل کامل ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما آب روی خوبی از چاه زنخدان شما عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده باز گردد یا برآید چیست فرمان شما کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت به که نفروشند مستوری به مستان شما بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما با …
 
Loading …

راهنمای مرجع سریع

Google login Twitter login Classic login