"کردستان، چشم و چراغ ایران"، یکی از شعارهای اصلی جنبش کنونی ایرانیان

8:38
 
اشتراک گذاری
 

Manage episode 342389663 series 3317519
توسط France Médias Monde and ار.اف.ای / RFI توسط Player FM و جامعه ما پیدا شده است - کپی رایت توسط ناشر، و نه متعلق به Player FM، و صدا به طور مستقیم از سرور های آنها پخش می شود.برای پیگیری به روز رسانی در Player FM دکمه اشتراک را بزنید، و یا فید URL را به دیگر برنامه های پادکست بچسبانید.
شعار «کردستان، چشم و چراغ ایران» یکی از اصلی‌ترین شعارهای مردم ایران در جنبش سراسری کنونی است که از حدود دوهفته پیش در شهرهای ایران به راه افتاده است. آتش این جنبش را مرگ جانگدازِ مهسا امینی، دختر کُرد ایرانی، بر اثر ضربۀ مغزیِ گشتِ ارشاد تهران برافروخته است. نام و تبار این بانوی جوانِ ایرانی الهام بخشِ دو شعار اصلی خیزشِ کنونی مردم ایران است: «زن، زندگی، آزادی» و «کردستان، چشم و چراغ ایران». پیکرۀ او را نیز مردم تبدیل به درفش و نمادِ جنبش خود کرده‌اند. «ژینا» نامی کُردی است به معنای «زندگی‌بخش». «ژین»، ریشۀ کردی آن، «زندگی» معنی می‌دهد. «ژینا امینی» زن بود که در زبان کردی «ژَن» تلفظ می‌شود. و سرانجام اینکه او کُرد بود. کُردها در جمهوری اسلامی، چنان که یکی از رهبران سیاسی آنان در گفت و گو با یکی از رسانه‌های ایرانی می‌گفت، همواره در معرض تاخت و تاز نیروهای نظامی و امنیتی رژیم قرار داشته‌اند. زیرا از همان آغاز انقلاب خواهان آزادی‌های سیاسی بودند و در برابر زورگوییِ جمهوری اسلامی سر فرود نیاوردند. جمهوری اسلامی همواره کوشیده است در میان مردم ایران نسبت به وفاداری کردها به کشور سوء‌ظن ایجاد کند. اما در خیزش کنونی معلوم شد که مردم و جوانان ایران هم‌میهنان کُرد خود را نه تنها گرامی می‌دارند، بلکه کردستان را چشم و چراغ ایران می‌دانند. چگونه قتل جانگداز دختری کُرد به عامل وحدت ملیِ ایرانیان تبدیل شد؟ دایی مهسا امینی در پیامی که در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی پخش کرد، به روشنی گفت: «هرکسی بخواهد به مرگ مهسا امینی جنبۀ قومی ببخشد، به صراحت می‌گویم که اشتباه می‌کند. چنین ادعایی یکسره نادرست است. ایران یکپارچه است. این ندای کنونی را ما ایرانی‌ها باهم سر می‌دهیم. من و خانواده‌ام همۀ ایرانیانی را که در جای جای کشور از بندرعباس تا تهران و از لرستان تا آذربایجان به دادخواهی ژینا برخاسته‌اند، مانند خود داغدار می‌دانیم. اینکه بگوییم ما کرد هستیم و جدا از مردم ایران به هیچ‌وجه درست نیست. خانوادۀ ما با چنین ادعایی مخالف است. ما پیرو ادبیات فردوسی و مولوی و سعدی و حافظ و همۀ مشاهیرکرد و فارس وعرب و عجم این کشور هستیم. زبان فارسی حلقۀ اتصال همۀ مردم ایران است. ما در یک آب و خاک زندگی می‌کنیم و این آب و خاک را مقدس می‌دانیم. من و خانواده‌ام اعتراف می‌کنیم که با همۀ مردم ایران همبسته‌ایم و باهم یک خانواده بیش نیستیم». هیچ ایرانی شرافتمند و میهن دوست نمی‌تواند چنین سخنانی را نستاید و گوینده‌اش را گرامی ندارد. بسیاری از پژوهشگران ایرانی و غربی معتقدند که پیوند‌های فرهنگی کُردها با ایران استوارتر از آن است که کسانی بخواهند حساب آنان را از حساب دیگر ایرانیان جدا کنند. البته در میان کردها مانند دیگر قوم‌های غیرفارسی زبان ایران، جریان‌های جدایی‌طلب همواره وجود داشته‌اند، اما به نوشتۀ فیلیپ کْرِیِنْبروک، ایران شناس هلندی و رئیس مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه گوتینگن آلمان، بیشینۀ کردها هیچ علاقه‌ای به جدایی از ایران ندارند. این پژوهشگر کتابی در سال ۱۹۹۲ میلادی با عنوان «نگاهی به تاریخ معاصر کردها» منتشر کرده که بسیار خواندنی است. نبردهای مسلحانۀ بعضی از جریان‌های کُردی با حکومت ایران به منظور ایجاد «حکومت کُرد» پس از انقلاب مشروطه در بعضی مناطق کردنشین ایران به ویژه در مرز ایران و عثمانی آغاز شد. شرح جنبش اسماعیل آقا سیمیتقوُ، از بزرگان ایل شکاک، و درگیری‌های نظامی او را با حکومت مرکزی درتاریخ‌ها آورده‌اند. او در اوایل پادشاهی رضاشاه در دامی که حکومت مرکزی نهاده بود گرفتار آمد و به دست نیروهای دولتی کشته شد. با مرگ او شورش کردهای ایل شکاک به پایان رسید. اعلام موجودیت «حکومت خودمختار مهاباد» و سپس «جمهوری مهاباد» به رهبری قاضی محمد در سال ۱۳۲۴ دومین تلاش چشمگیر گروه‌هایی از کرد‌ها برای جدا کردن حساب خود از دیگر ایرانیان بود. این حکومت خودمختار مانند حکومت خودمختار پیشه وری در تبریز که هر دو در سایۀ حضور نیروهای نظامی شوروی در شمال ایران تشکیل شده بودند، عمر کوتاهی داشتند و کم‌تر از یک‌سال دوام آوردند. البته بعضی از جریان‌های «کُردگرا» مدعی‌اند نام آن حکومت خودمختار «جمهوری کردستان» بود، اما پژوهشگران معتبری چنین ادعایی را نمی‌پذیرند. به هرحال، با خروج نیروهای شوروی از مناطق اشغال شدۀ ایران بر اثر فشارهای بین‌المللی و پس از قرارداد قوام- سادچیکُف، هر دو حکومت «خودمختار» برچیده شدند. بیشتر احزاب کُردی ایرانی و در رأس آن‌ها «حزب دموکرات کردستان ایران» که امروز در صحنۀ سیاسی ایرانیان در خارج از کشور و در مناطق کردنشین منطقه حضور دارند، به هیچ وجه خواهان جدایی از ایران نیستند. آن‌ها، چنان که از گفتارهاشان در رسانه‌های فارسی زبان خارج برمی‌آید، گفتمانی آشتی‌جو دارند. باید دید خواسته‌های آن‌ها تا چه اندازه ترجمان خواسته‌های کُردهای ایرانی است؟ به هرحال، آنچه در جنبش سراسری کنونی دیده و شنیده می‌شود، این است که کُردهای ایرانی با دیگر قوم‌های ایران همبسته‌اند و بی‌جهت نیست که مردم سراسر ایران فریاد می‌زنند: کردستان، چشم و چراغ ایران!

65 قسمت