دسته عمومی
[subscription 40050602]
بهترین Audio Drama پادکست هایی که می توانیم پیدا کنیم
بهترین Audio Drama پادکست هایی که می توانیم پیدا کنیم
Podcasts are a great way to help us escape reality and one of the perks is we can listen to audio drama whenever (prepare to lose track of time), wherever (while traveling, jogging, cooking and the list goes on). So grab your headphones and prepare to be captivated and binge-listen to audio drama podcasts now!
بیشتر

برنامه را دانلود کنید!

show episodes
 
پادکست کوچه روایتگر داستان شهاب جوانی ۲۰ ساله. شهاب جوان بهائی ۲۰ ساله‌ای است که داستان زندگی خود رو برای ما بازگو می کند. او در شب تولد ۲۰ سالگی اش، از بهترین دوستش، ستاره، هدیه ای فوق العاده دریافت می کند. دفتر خاطرات ستاره! شهاب و ستاره چند سال پیش، بعد از آشنایی، تصمیم به نوشتن خاطرات خود کردند. به بهانه این هدیه ارزشمند، شهاب سری به دفتر خاطرات خود می زند، و وقایع ۵ سال گذشته که زندگی او را به کلی دگرگون کردند را برای ما می خواند.
 
Loading …
show series
 
در اپیزود سی و هشتم، دو داستان و افسانه کهن از کتاب "قصه‌های کتاب کوچه" تقدیم حضور عزیزان می‌گردد. ممنونم که می‌شنوید
 
داستانی از خانم گلی ترقی عزیز. سومین قصه ای که از ایشان در رادیو داستان خوانده می‌شود. کتاب خاطره‌های پراکنده، رمان اتفاق، مجموعه 12 داستان برگزیدهو البته جایی دیگر را از ایشان بخوانید و غرق در معصومیت بشوید!
 
اپیزود سی و پنجم، داستان جشن کمپانی، روایت یک شب از ماجرای قرارداد تالبوت و جنبش تنباکو است که با قلم آقای مسعود بهنود نوشته شده و من، بهنام درخشان با معرفی کوتاه چند شخصیت تاریخی، در انتهای داستان، آن را برای شما روایت می کنم. ممنونم که می شنوید و حمایت می فرمایید.
 
قسمت دوم داستان شازده احتجاب با توصیف مرگ آعاز می‌شود و با آرزوی مرگ، پایان می‌پذیرد. شازده در نظاره‌ی سقوط خاندانش، همه چیز را به نابودی می‌کشد.
 
شازده احتجاب، حکایت ویرانی ست. پیشکش به شما قسمت یکم از سه قسمت داستان شگفت شازده احتجاب نوشته زنده یاد هوشنگ گلشیری. با انتخاب موسیقی از آثار احمد پژمان. در پایان قسمت سوم، به نقد و بررسی لایه های داستان خواهیم پرداخت. ممنونم که می شنوید و سپاسگزارم که با نوشتن دیدگاه و با حمایت مالی، مرا دلگرم می فرمایید.…
 
داستان کوتاهی از جلال تهرانی با نام دیگران که در نشریه سان منتشر شده. مردی با دیوار حرف می زند و دنبال دیگران است. این دیگران کیستند؟
 
سرانجام داستان ظل السلطان و گنجینه خسروی به پایان می رسدقسمت یازدهم و پایانی این سریال با عنوان پایان و پاداش پیشکش شما همراهان گرامی می گرددانجام و فرجام شاهزاده، شیخ، فیروزه، گنجینه و دیگران به کجا خواهد رسید؟
 
قسمت نهم از داستان ظل السلطان، شخصیتی بسیار مهم را وارد داستان گنجینه می کند. شیخ عبدالنبی ترشیزی جاسوس خبره ی سرویس اطلاعات انگلستان
 
با درود. این قسمت، در نامگذاری تازه، حذف شده بود به اشتباه که هم اکنون دوباره بارگذاری و منتشر گردید. با پوزش
 
قسمت هشتم سریال پادکست ظل السلطان، با عنوان گروگان در .شمیران، تقدیم شما می گردداین پادکست براساس کتاب "ظل السلطان، از فراموشخانه تا گنجینه خسروی" نوشته آقای خسرو معتضد و نشر البرز در سال 1380 خوانده شده است.مرا از دیدگاه های خود آگاه کنید که کارهای بهتری بخوانم. سپاسگزارم.
 
قسمت هفتم سریال ظل السلطان با عنوان فراموشخانه در اختیار شماست. ظل السلطان برای نیل به هدفش و بی توجه به آرمان های فراموشخانه . حتا بی اطلاع از آن، قدم در لژ می گذارد
 
در فصل دوم از سه فصل کتاب اول، قاتل زنجیره ای به ایران آمده و به دنبال جادویی پنهان، جنایات خود را از سر می گیرد
 
این نخستین فصل از کتاب "ظل السلطان، از فراموشخانه تا گنجینه ی خسروی" است به به یاد پاورقی های مطبوعات، بازخوانی و تقدیم حضور می گردد. کتابی مهیج ، در چهار بخش ومجموعا پنجاه و یک فصل.
 
در آخرین قسمت داستان رادیویی کوچه، حرفهای دل شهاب و ستاره، فروغ و کامران، نگار و بقیه بچه ها رو می شنویم. درسته که این داستان به پایان میرسه، ولی زندگی کاراکترهاش هنوزادامه داره. ستاره باید با صبوری جدایی ظاهری عشقش شهاب رو تحمل کنه، و شهاب باید تمام تلاشش رو بکنه که عشقش رو به دست بیاره. و وظیفه خونواده‌ها و دوست‌هاشون از همیشه سخت‌تر و بیشتره. او…
 
شهاب و پدر و مادرش با ستاره در دفتر حاجی کهنسال ملاقات کردن. فروغ، از قاضی پرونده ی همسرش، کسی که کامران رو به دلیل بهائی بودن به ۵ سال حبس محکوم کرده بود، ستاره رو خواستگاری کرد. ستاره هم در جواب، با شجاعت، در حضور پدرش تمام حرف های دلش رو میزنه. عکس العمل حاجی کهنسال به تمام اینها چه خواهد بود؟توسط PersianBMS
 
راهرو های دادگاه انگار تک تک قدم های شهاب، ستاره، و فروغ و کامران رو می فهمیدن و درک می‌کردن. چون به خوبی پژواک همه ی احساسات این ۴ نفر رو به گوش کل دنیا می رسوندن. بالاخره زمان رویارویی آنها با قاضی کهنسال، پدر ستاره، فرا رسیده. این ملاقات یکی از عجیب ترین ملاقات های دنیاست. یعنی قاضی کهنسال به خانواده شهاب مجال صحبت رو میده؟…
 
بعد از شبی پر اضطراب، پر از احساسات خوب و بد، پر از شادی و پر از نگرانی، بالاخره روز رفتن خانواده‌ شهاب به دادگاه انقلاب فرا رسید. کامران و فروغ تصمیم دارن در دفتر قاضی کهن‌سال، همون قاضی‌ای که حکم حبس ۵ ساله کامران رو صادر کرده بود، دخترش ستاره رو برای شهاب خواستگاری کنن.توسط PersianBMS
 
شهاب و حسین در کافه کوچه، و محسن و بهمن در ترکیه، ۴ نفری به گفتگوی خودشون روی اسکایپ ادامه می‌دن. حسابی غرق صحبت کردن شدن که یک تماس از نادر همه چیز رو عوض می‌کنه. برای حسین نامه‌ای رسیده، می‌تونه خیلی چیزها رو تغییر بده. این نامه از طرف کیه؟توسط PersianBMS
 
گفتگوی اسکایپی شهاب، محسن، حسین، و بهمن حسابی داغ می‌شه و تصمیم‌ می‌گیرن که همگی به سوالای همدیگه جواب بدن. کمی درباره معنی شعر شالگردن بهمن صحبت می‌کنند. محسن برای اولین بار راجع به ستاره می‌شنوه و حسین به دنبال اینه که بفهمه چرا بهائیان در ایران مورد اذیت قرار می‌گیرن.توسط PersianBMS
 
شهاب که خیلی برای روز بعد و رفتنشون به دادگاه انقلاب هیجان زدست، با یک ایمیل از نگار از این رو به اون رو می‌شه. برای بهتر شدن حالش و فراموش کردن نگرانی‌هاش، تصمیم می‌گیره یک تماس اسکایپی با حسین، بهمن، و محسن برقرار کنه تا بتونن با هم کمی درد دل کنن. یعنی نگار توی ایمیلش چی نوشته؟ نکنه پدر ستاره از جریان با خبر شده و داره تلاش می‌کنه که جلوی این مر…
 
شهاب دوباره با حسین در کافه کوچه قرار می‌ذاره تا بتونن با هم صحبت کنن. این گفتگو رازهایی رو برای دو طرف بر ملا می‌کنه که حتی فکرش رو هم نمی‌کردن. رازهایی که ممکنه برای حسین خیلی گرون تموم بشن. از طرفی ستاره با احساسات خودش دست و پنجه نرم می‌کنه و امیدواره که این قضیه ختم به خیر بشه. شهاب و خانواده‌اش قراره فردا برن دادگاه انقلاب، دیدار پدر ستاره.…
 
شهاب بالاخره فرصت اینو پیدا می‌کنه که با محسن از طریق اسکایپ صحبت کنه. شهابی که فقط صدای محسن رو از پشت میله و دیوار شنیده بود، حالا می‌تونست بدون هیچ مانعی با دوست خودش رو به رو بشه، ولی این تماس برای شهاب اینقدر ها هم ساده نیست. و در همین حین، نگار بهش زنگ می‌زنه و از ستاره خبری می‌ده. آیا ستاره با پیشنهاد شهاب موافقت می‌کنه؟…
 
نگار که با ستاره از طریق ایمیل در ارتباطه، در تماسی تلفنی، حرف‌های ستاره رو به شهاب منتقل می‌کنه. ستاره هم دلش می‌خواد که شهاب رو ببینه، ولی جایی امن برای این ملاقات به ذهنش نمی‌رسه، ولی شهاب ایده‌ای در ذهن داره. یعنی شهاب کجا می‌خواد با ستاره ملاقات کنه؟ بهمن به شهاب خبر می‌ده که یکی از کسانی که شهاب می‌شناسه و همیشه راجع بهش صحبت می‌کرده، الان تر…
 
در شب ملاقات حسین با شهاب در کافه کوچه، وقتی که کامران، فروغ و حسین سر میز دیگه‌ای با هم صحبت می‌کردن چی گذشت؟ چه صحبت‌هایی بین اون‌ها رد و بدل شد؟ شهاب فایل ضبط شده‌ی این گفتگو رو برای بهمن می‌فرسته تا اون هم از همه چیز با خبر بشه. بهمن چه کسی رو خونه ی پندار اینا ملاقات کرده؟ واکنش ستاره به ملاقات نگار و شهاب چیه؟ آیا راضی می‌شه که با شهاب ملاقات…
 
شهاب بعد از اینکه با خبر می‌شه از نگار، یکی از دوستان نادر، ستاره رو می‌شناسه و باهاش در ارتباطه، طاقت نمیاره و یک قرار ملاقات با نگار در کافه کوچه می‌ذاره تا از ته و توی قضیه با خبر بشه. دلش می‌خواد بدونه ستاره کجاست و برای چی مدتیه ازش خبری نیست. شهاب که هم دل نگرانه و هم مشتاق، خیلی دلش می‌خواد که نگار همه چیز رو بهش بگه. ولی آیا نگار اطلاعات دق…
 
Loading …

راهنمای مرجع سریع

Google login Twitter login Classic login