جبهۀ طرفدارانِ جمهوری، نجات دهندۀ جمهوری فرانسه از پایان قرن نوزده تاکنون

9:55
 
اشتراک گذاری
 

Manage episode 326767885 series 3317519
توسط France Médias Monde and ار.اف.ای / RFI توسط Player FM و جامعه ما پیدا شده است - کپی رایت توسط ناشر، و نه متعلق به Player FM، و صدا به طور مستقیم از سرور های آنها پخش می شود.برای پیگیری به روز رسانی در Player FM دکمه اشتراک را بزنید، و یا فید URL را به دیگر برنامه های پادکست بچسبانید.
روز یکشنبه ۲۴ آوریل در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، سرانجام «جبهۀ طرفدارانِ جمهوری» برای مقابله با انتخاب کاندیدای راست افراطی شکل گرفت و سد راه رسیدن او به مقام ریاست جمهوری شد. امانوئل مکرون به رغم ناخشنودی گستردۀ مردم از سیاست‌های او در ۵ سال گذشته، با ۵۸.۵۴ درصد آرا برای بار دوم به ریاست جمهوری فرانسه انتخاب شد. شکی نیست که مکرون انتخاب دوباره‌اش را جزئاً مدیون «جبهۀ طرفدارانِ جمهوری» است که اتحادی بود موقتی و خودانگیخته از افق‌های سیاسی گوناگون برای جلوگیری از انتخاب شدن کاندیدای راست افراطی. اصطلاح «جبهۀ طرفداران جمهوری» در سال‌های پایانی جمهوری چهارم فرانسه ظاهر شد. جمهوری چهارم از اکتبر ۱۹۴۶ تا اکتبر ۱۹۵۸ نظام سیاسی حاکم بر آن کشور بود. این اصطلاح را «ژان- ژاک سِروان- شْرِبِر»، روزنامه نگار، سیاستمدار و بنیان‌گذار مجلۀ «اکسپرس»، وارد زبان سیاسیِ فرانسه کرد. ماجرا از این قرار است که در کارزار انتخاباتِ آخرین مجلس قانون‌گذاریِ جمهوری چهارم در ژانویۀ ۱۹۵۶ و در گرماگرم جنگ الجزایر چهار نیروی چپ میانه اختلافات اساسیِ خود را کنار گذاشتند و ائتلافی برای مقابله با خطر «جنبش پوژادیسم» تشکیل دادند که بنیانگذار مجلۀ اکسپرس آن را «جبهۀ طرفداران جمهوری» نامید. محور کارزار انتخاباتیِ آن جبهه «ضرورت یافتن راه‌حلی مسالمت آمیز برای جنگ الجزایر» بود. البته، رقیب سیاسی نیروهای تشکیل دهندۀ جبهه، اکثریت «راست میانه» بود که مجلس و دولت را در اختیار داشتند. در آن انتخابات «جبهۀ طرفداران جمهوری» با کمی بیش از ۲۹ درصد آرا به اکثریت دست یافت، اما چندی بعد اختلاف نظر دربارۀ جنگ الجزایر به ازهم پاشی جبهه انجامید و با آن، عمر جمهوری چهارم به پایان رسید. باری، اکنون ببینیم جنبش پوژادیسم چه بود و چه ضرورتی داشت که ائتلافی از نیروهای سیاسی از افق‌های فکری گوناگون در برابر آن شکل بگیرد. آن جنبش در سال ۱۹۵۳ ظهور کرد و تا پایان جمهوری چهارم و آغاز جمهوری پنجم در سال ۱۹۵۸ دوام آورد. پوژادیسم جنبش سیاسی و سندیکایی نیرومندی با گرایش «راست افراطی» بود. آن جنبش به نام رهبر آن «پی‌یر پوژاد» معروف شد. بخشی از رهبران و فعالان آن حسرت‌زدگان «حکومت ویشی» بودند که پس از اشغال نظامی شمال فرانسه به دست نازی‌ها تشکیل شده بود. حکومت ویشی حکومتی ضدیهود، بیگانه‌هراس و سنت‌‌پرست بود. باری، پوژادیسم دفاع از منافع دکانداران و پیشه‌وران خرده پا را در سرلوحۀ برنامۀ سیاسی خود قرار داده بود. فعالان آن جنبش مخالفِ سرسخت توسعۀ سوپرمارکت‌ها در شهرهای فرانسه بودند. در میان نمایندگانی که از طرف این جریان سیاسی به مجلس راه یافتند، قصاب، بقال، نانوا و کتابفروش نیز دیده می‌شد. ژان مری لوُپِن، پدر مرین لوُپِن ، یکی از فعالان آن جنبش بود که در انتخابات ۱۹۵۶ به مجلس راه یافت. او سپس بسیاری از ایده‌هایِ پوژادیسم را به جبهۀ ملی که در سال ۱۹۷۲ تشکیل شد، منتقل کرد مانند: یهودستیزی، مخالفت با حضور مهاجران در فرانسه، پافشاری بر هویتِ ملیِ فرانسوی، ستیز با «جامعۀ اقتصادی اروپا» (هستۀ اولیۀ «اتحادیۀ اروپا»)، ناسازگاری با سرآمدانِ فرهنگی و سیاسی و مخالفت با مالیات‌گیری دولت. «جبهۀ طرفداران جمهوری» در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۲ نیز به صورتی خودانگیخته پدید آمد. در آن سال ژان مری لوُپِن، رهبر جبهۀ ملی، به دور دوم راه یافت. در انتخابات دور دوم، ائتلافی موقتی از رأی دهندگان به ویژه هواداران احزاب چپ به نفع ژاک شیراک، کاندیدای راست سنتی، شکل گرفت و او با کمی بیش از ۸۲ درصد آرا انتخاب شد. از آن پس، اصطلاح «جبهۀ طرفداران جمهوری» به اصطلاحی پُربسامد در زبان سیاسی فرانسه تبدیل شد. به ویژه از آن رو که رفته رفته قُبح شعارهای راست افراطی در میان مردم و بعضی از سیاستمدارانِ راست سنتی از میان رفت و حزب «راست افراطی» به نیرویی تعیین کننده در حیات سیاسی کشور تبدیل شد. پژوهشگرانِ تاریخ سیاسی فرانسه معتقدند که جریان راست افراطی «جمهوری فرانسه» را از زمان برقراری «جمهوری سوم» در سپتامبر ۱۸۷۰ همواره تهدید کرده است. برای مثال، در ۱۸۸۵ هنگامی که سلطنت‌طلبان و بُناپارتیست‌ها در دور اول انتخابات مجلس پیش افتادند، کاندیداهای «طرفدار جمهوری» از اختلافات سیاسی‌شان چشم پوشیدند و در دور دوم به نفع کاندیداهایی که بخت پیروزی بیشتری داشتند کنار کشیدند. آن حرکت در حیات سیاسی فرانسه به «انضباط جمهوری‌خواهانه» معروف شد. در ماجرای «دریفوس» در سال ۱۸۹۴ نیز که دستگاه قضایی فرانسه زیر تأثیر ناسیونالیست‌های افراطی و ضد یهود، افسر یهودی بی‌گناهی به نام دریفوس را به اتهام «خیانت» به حبس محکوم کرد و جمهوری فرانسه زیر فشار احساسات ناسیونالیستی و ضد یهود با خطر نابودی رو به رو شد، در سال ۱۸۹۹ «پی‌یر والدِک روسوُ»، دولتی ائتلافی به نام «دفاع جمهوری‌‌خواهانه» تشکیل داد. اعضای آن دولت به حکم وفاداری به «اصول والای دموکرتیک» اختلافاتشان را به کناری نهادند و دست در دست هم به دفاع از «جمهوری فرانسه» برخاستند. دفاع بی چون و چرا از فردی بی‌گناه، مبارزه برای عدالت، حقوق برابر شهروندی برای همۀ شهروندان بدون در نظر گرفتنِ خاستگاه و تبار آنان، در سرلوحۀ برنامۀ آن دولت قرار داشت. آن دولت تا سال ۱۹۰۲ دوام آورد و جمهوری فرانسه را از خطر نابودی نجات داد. بی‌شک شعار «ارجحیت ملی» راست افراطی در فرانسه امروز یادآور آن لحظه‌های تلخ در تاریخ فرانسه است. «جبهۀ طرفدارانِ جمهوری» در انتخابات ۲۴ آوریل با گوشۀ چشمی به آن لحظه‌های تاریک شکل گرفت.

44 قسمت