Mohammad Tajeran عمومی
[search 0]
بیشتر
برنامه را دانلود کنید!
show episodes
 
Artwork

1
خط سفید جاده

Mohammad Tajeran محمد تاجران

Unsubscribe
Unsubscribe
ماهیانه+
 
این پادکست، سفرنامه من، محمد تاجران، از سفر دور دنیا با دوچرخه‌ام است. گزارش های یک سایکل‌توریست که سالهاست داره دورنیا سفر میکنه و درخت میکاره و با کودکان در مورد اهمیت درختان صحبت میکنه. طبیعت‌دوستی که عاشق محیط‌زیسته خودش در حال آموختن و آموختن و آموختنه و تازه داره سفر کردن رو بعد از ۸۴۰۰۰ کیلومتر و ۵۴ تا کشور و کاشتن ۳۰۰ درخت در ۱۰۰ مدرسه مختلف دنیا یاد میگیره. وبسایت : www.weneedtrees.com توییتر : www.twitter.com/tajeran اینستاگرام : www.instagram.com/mohammad.tajeran دستنوشته ها : htt ...
  continue reading
 
Loading …
show series
 
توی چادرم ،تو هوای ابری گرفته ی سرد تقریبا زیر صفر نشسته م . دیروز از جاییکه که کمپ زده بودم به سمت جایی که توی نقشه تصور میکردم شهر باشه به راه افتادم‌ ،مسیر بسیار زیبا بود و مرتب برای عکاسی توقف می کردم
  continue reading
 
کنار رود خانه ای در پارک ملی nahuel huapi در شمال شهر باریلوچه هستم . بعد از گزارش قبلی که یک روز بارونی بود فرداش هوا ابری ولی بدون بارشی داشتم و چون می خواستم شب پیش دوستانم به باریلوچه برم ، دغدغه خشک کردن چادر رو نداشتم وسایلم رو جمع کردم و در مسیر خیلی زیبایی راه افتادم ....
  continue reading
 
عد از گزارش قبلی جایی که کنار دریاچه چادر زده بودم ،۱۶۰ کیلومتر تا مرز آرژانتین راه داشتم و چون سر بالایی زیاد تو مسیرم وجود داشت و نمی خواستم شب به مرز برسم اینطور برنامه ریزی کردم که سه روزی که هوا آفتابی بود، دو روز ۶۵ کیلومتری و یه روز ۳۰ کیلومتری برای رد شدن از گردنه پربرف کاردینال ساموره داشته باشم…
  continue reading
 
زیر چادرم روبروی کوه زیبایی در بیست وهفت هشت کیلومتری مرز آرژانتین نشسته م و در حال آماده شدن هستم که راه بیفتم . بعد از گزارش قبلی که والدیویا بودم ، دوستام به والدیویا اومدن و با هم به پوکوئون رفتیم تادر همایش کایاک شرکت کنیم .چند روز زودتر از همایش رفته بودم ....
  continue reading
 
از شهر والدیویا گزارش می کنم .در یه خونه کوچک و گرم‌و راحت هستم . این شهر پربارانترین شهر شیلی هست و این دو روزی که اینجا هستم هوا بارانی هست . بعد از گزارش قبلی ،از ایکالما که خارج شدم برنامه م بود تا به پوکوهون برسم چون دوستم حمید که مدتی هست برنامه ریزی کردیم هم رو ببینیم اونجا خونه گرفته ، تقریبا مطمئن بودم که اونروز نمی تونم برسم ....از شهر وا…
  continue reading
 
کنار دریاچه ایکالما هستم و بعد از یه شببارانی نسبتا سرد دارم از نور گرم خورشید لذت میبرم . بعد از گزارش قبلی وقتی کلبه رو ترک کردم ،اونروز رو دوچرخه سواری کردم تا به شهر کورا کاوتین می رفتم و بعد شهرکوچکی به اسم منسونار می رفتم و تا ار اون به یه مسیر معروف و زیبای دوچرخه سواری می رفتم .
  continue reading
 
سلام ،در یه کلبه چوبی خیلی خوشگل اجاره ای توی مزرعه هستم نزدیک شهری به اسم ویکتوریا . دیروز روز استراحتم بود و تصمیم داشتم جایی پیدا کنم و یه روز بمونم و جایی رو هم سراغ نداشنم ..‌. .
  continue reading
 
از شهر کُنسپسیون در حالیکه پشت پنجره آپارتمانم ایستاده م و بیرون رو تماشا می کنم براتون گزارش می کنم . شهر کنسپسیون یه شهر ساحلیه و فکر می کنم حدود هفتصد کیلومتر از سانتیاگو تا اینجا دوچرخه سواری کردم . سارا از قبل با یه خانواده ایرانی اینجا ارتباط برقرار کرده بود تا یک کارگاه رو برام هماهنگ کنن ،آسیه و آرون یه زن و شوهر ایرانی آمریکایی هستن که آسی…
  continue reading
 
سلام ،جایی کنار جاده جلوی یه ساختمان غیر مسکونی کنار چادر هستم . در ادامه گزارش قبلی وقتی توی جاده افتادم ، روز خیلی فوق العاده ای داشتم .توی جاده شماره پنج که اصلی ترین اتوبان شیلی هست بودم و باید کمی قبل از شهر کوریکو از اون جاده جدا می شدم ولی وقتی دیدم خیلی پر ترافیکه تصمیم گرفتم زودتر ازون جاده بشم و به جاده خلوت تر و کوچکتری برم ...…
  continue reading
 
سلام ، توی چادر روبروی رودخونه نشسته م و خورشید در حال طلوع کردنه . چون به جای دوچرخه با اتوبوس به سانتیاگو اومدم به جای چهل روز یک ونیم روز طول کشید ،نزدیک سانتیاگو که رسیدم فکر کردم کجا برم چون کسی رو توسانتیاگو نداشتم اما ...
  continue reading
 
گزارش رو تقدیمتون می کنم در حالیکه تو اتوبوس نشسته م در حال گذار از صحرای آکاتاما به سمت سانتیاگو ،طبقه ی بالا وجلوی اتوبوس نشسته م و از پنجره ها طبیعت کویر اکاتاما رو می بینم و از سمت راست اقیانوس آرام .
  continue reading
 
گزارش رو درحالی تقدیمتون می کنم که جایی در سواحل اقیانوس آرام زیر چادرم نشسته م و دارم اقیانوس رو تو هوای کمی مه آلود تماشا می کنم ... بعد از اینکه از لیما راه افتادم سرماخورده بودم ولی مجبور بودم راه بیفتم ...
  continue reading
 
از شهر لیمای پرو گزارش رو تقدیمتون می کنم در حالیکه لباس دوچرحه سواریم رو پوشیده م و آماده م که بعد از پر کردن گزارش راه بیفتم .وقتی به سائوپائولو رسیدم شرایط نامشخصی داشتم ....
  continue reading
 
سلام ، چهار ماه گذشته رو ایران بودم گزارشی پر نکردم ، حالا بعد از این مدت به سفر و روتین زندگیم برگشتم ، دیشب به سائوپائولو رسیدم و باید به پرو برم تا دوچرخه م که لیما هست رو بردارم و مسیرم رو ادامه بدم ....
  continue reading
 
وسط آمازون کنار جاده هستم ، یک ساعتی هست که منتظر ماشین هستم . بعد از اینکه با حامد به ماناوس رسیدیم یک روز پر فشار وسخت داشتم چون با خودم کلنجار رفتم که چکار کنم و چه مسیری رو باید انتخاب کنم ، زمانش بود که به ایران برگردم ولی تهیه بلیط برام مقدور نیست و از طرفی بعد از هفتادروز سفر از دوست صمیمیم جدا میشم . فعلا تنها گزینه ای که برام مقدوره اینه ک…
  continue reading
 
این گزارش به سفر بین لیما و ماناوس برمی گرده . بعد از چند روز استراحت در لیما قدم بعدی این بود که به ماناوس بریم چون چند روز تا تاریخ انقضای ویزای برزیل حامد باقی مونده و باید زودتر وارد برزیل بشیم تا ویزا رو تمدید کنه و بعد از اون حامد به مسیر سفر خودش ادامه میده و من هم میرم سراغ ادامه زندگی خودم ...…
  continue reading
 
از ایکیتوس به سمت ماناوس در سفر هستیم . با قایق آهسته روی آمازون در حرکت هستیم و از این تجربه لذت می برم . از جایی شروع می کنم که در گزارش قبل راه افتادیم که به سمت اینکوآسی حرکت کردیم و در مسیر جنگلی دوچرخه سواری کردیم ...
  continue reading
 
گزارش رو از روی یک تپه مرتفع تقدیمتون می کنم . بعد از اینکه از هوآن کوآیه راه افتادیم سربالایی شروع شد ،مسیرمون که از سنتا ماریا تا اندو وایلایس هست .این مسیر دویست وپنجاه کیلومتر هست حداقل پنج گردنه مرتفع بیش از چهار هزار متر مسیر وجود داشت دویست کیلومتر مسیر جاده خاکی سنگین داشت که با باریدن باران و گلی شدن دوجرخه سواری غیر ممکن بود و تصمیم گرفتی…
  continue reading
 
در این گزارش از شهر کوسکو تا اینجا رو براتون تعریف می کنم . از کوسکو راه افتادیم و برای ادامه مسیرمون داریم به شمال و به سمت سرچشمه های آمازون حرکت می کنیم . یه اشتباه خوشایند باعث شد دره مقدس رو دیدیم ....
  continue reading
 
این گزارش رو از روزی که تکلیف ویزای پرو مشخص شد ،پر می کنم . وقتی از شهر کوپاکابانا Copacabana به لاپاز برگشتیم ،درخواست ویزامون رو به سفارت پرو دادیم و چون خاطر جمع بودیم که تا چند روز دیگه آماده میشه اولین بلیط ماچوپیچو Machu Picchu که یکماه بعد بود رو گرفتیم ، ولی زمان مشخصی برای ویزا تعیین نکردن و مدتی بلاتکلیف موندیم .در ادامه براتون تعریف می …
  continue reading
 
مسیر سخت لاپاز در هتل هستم و روزهای کلافگی انتظار برای ویزا رو می گذرونم . همونطور که در انتهای گزارش قبلی گفتم ، قرار بود که از ایکا به سمت سالار دی کویی پاسا salar de coipassa حرکت کنیم که کسی سر راهم قرار گرفت و مسیری دیگه ای رو معرفی کرد ،چون من همیشه حسم رو دنبال می کنم تصمیم گرفتم که از همون مسیر بریم ولی دچار چالشهایی شدیم ....…
  continue reading
 
چون اپیزود قبلی طولانی شده بود ،گزارش رو قطع کردم و در این اپیزود ادامه میدم . براتون از مسیری که در salar انتخاب و دنبال کردیم صحبت می کنم و گزارش بعدی هم در مورد چالش‌هایی هست که در این مسیر داشتیم ..‌..
  continue reading
 
عرصه سفید زیبا جایی وسط کویر نمک بولیوی هستم ،در حال بالا رفتن از یک تپه. سه روز هست که در کویر نمک (سالار دی اویونی ) salar de uyuni هستیم ، صدو ده کیلومتر درون کویر جلو اومدیم . دیشب در یکی از جزیره های اینجا به اسم جزیره ماهیگیر pescador چادر زدیم . تجربه منحصر به فردی هست . در ادامه براتون از دو برنامه که در این مدت همراه دوستم حامد داشتیم برات…
  continue reading
 
زندگی در لحظه ،در جاده مرگ کماکان در جاده مرگ هستم ،دیروز به سمت پایین راه افتادم تا از جاده مرگ خارج بشم . پایین رفتم تا جایی که دسترسی به اینترنت داشتم و کارهای اینترنتیم رو انجام بدم ... در ادامه .... بقیه گزارش رو ده روز بعد پر کردم
  continue reading
 
ساعت دو ونیم شب هست و یک جای آروم در جنگل هستم ؛ وسط جاده مرگ (La Carretera de los Yungas) که یکی از جاذبه های توریستی شهر بولیوی هست .برنامه م این بود که بیام این جاده رو ببینم و رد بشم و شب جایی در ارتفاع پایین‌تر که گرم‌تر هست چادر بزنم .... در ادامه براتون از اقامت دوهفته ای در لاپاز مرتفعترین پایتخت جهان صحبت می کنم .…
  continue reading
 
در ادامه گزارش قبلی ،فردای اونشب راه افتادم ، شصت تا هفتاد کیلومتر سربالایی داشتم . در حال دوچرخه‌سواری بودم که سربالایی درحال دوچرخه سواری بودم که با پسر جوانی رو دیدم که بنزین ماشینش تمام شده بود ....
  continue reading
 
این گزارش رو از جای هیجان انگیزی بالای تپه ای مشرف به دشت بزرگ و کوههای بلند در اطراف، تقدیم می کنم .دیشب اینجا یک طلوع ماه فوق‌العاده زیبا ودل انگیز داشتم . کم کم دارم ارتفاع می گیرم و فکر می کنم فردا به ارتفاع ۴۵۰۰ برسم ،بعد از اون حداقل یکماه مسیرم در دشت مرتفع خواهد بود . در ادامه از مسمومیت غذاییم ، سکونت در یک منزل ، تهیه لباس گرم ، مردم ، فس…
  continue reading
 
یعد از گزارش قبلی که حرف خاصی برای گفتن نداشتم به این موضوع فکر کردم و به این واقعیت برخورد کردم که این طبیعیه که همه ی روزهای زندگی یا اتفاقات هیجان انگیز نباشه . فردای گزارش قبلی که حرکت کردم تا شهر بعدی ،مسیرم مدام سربالایی و سر پایینی بود و مسافت‌های زیاد سربالایی و سنگین وچند شب سرد داشتم ،مسیر سخت و پرفشار بود ولی از طرفی از نظر بدنی و ذهنی ب…
  continue reading
 
گزارش رو از جایی در ارتفاع ۲۶۰۰ متری تقدیمتون می کنم . مسیرم سربالایی و پر ازبالا و پایین هست ،تا قبل از اینکه به لاپاز برسم باید ارتفاع چهارهزار و خرده ای رو هم رد کنم ،به مرور دارم ارتفاع می گیرم و بدنم هم داره کم کم به ارتفاع عادت می ‌کنه . بعد از گزارش قبلی که راه افتادم، روز چهارم دوچرخه سواریم بود ، ونیاز به یک شب راحتتر داشتم ، تصمیم گرفتم ب…
  continue reading
 
جایی کنار یک رودخونه منتظر طلوع خورشید هستم تا به سمت کوچابامبا حرکت کنم .مسیرم در شروع کوههای آند هست . یک هفته خیلی پرکار و پراز خیر و برکت داشتم در سانتاکروز داشتم ؛ هفته ای که مهمانِ دوست خیلی خوب و مهربانی بودم ، کارگاه‌های زیادی در جاهای مختلف داشتم ،مسافت دوچرخه‌سواری م درسفر به نودهزار کیلومتر رسید و هفته ی منجر به تولدم ...…
  continue reading
 
وقتی از چوچیز به سمت سانتا کروز راه افتادم ۳۷۰ کیلومتر راه پیش رو داشتم مسیر کفه بود وازین بابت مشکلی نداشتم ولی با دوستانم قرار گذاشته بودم سه روز دیگه خودم رو به سانتاکروز برسونم باید روزی صد وبیست کیلومتر درروز دوچرخه‌سواری می کردم ...
  continue reading
 
جایی در یک جنگل هستم ، در جاده های برزیل بخاطر مزارع شخصی و دامداری‌ها ،دو طرف جاده فنس کشی هست و من برای اینکه از جاده خارج بشم و جایی چادر بزنم محدودیت زیادی دارم ...‌
  continue reading
 
سلام، نزدیک اتوبان زیر چادر هستم ،مدتی هست کنار اتوبان دوچرخه‌سواری می کنم ،بنابراین نمی تونم هیچ جای خلوت وساکتی برای ضبط کردن صدا پیدا کنم . بعد از چهار پنج روزی که بخاطر بارندگی متوقف شده بودم ،به محض اینکه بارون بند اومد با دوچرخه راه افتادم ، با اینکه برنامه داشتم که مقداری از مسیر رو با ماشین برم ...…
  continue reading
 
سلام ،گزارش رو از شهری به نام ایباییتی تقدیم می کنم ، چند روزی هست که اینجا بخاطر بارون متوقف شده م . وقتی با حال خیلی بد روحی بخاطر شرایط این روزهای ایران از کروچیوا خارج شدم ،هنوز تصمیم نگرفته بودم که اول به آبشار ایگواسو برم یا بولیوی ولی بخاطر حال بد و پنج روز مداوم بارندگی که پیش رو بود ،به ایگواسو نرفتم ...…
  continue reading
 
سه روز هست که در شهر کرو چیبا هستم و استراحت می کنم ، بعد از گزارش قبلی ، راه افتادم ، جاده ای که پیش رو داشتم اتوبان پرترافیک و پر از تریلی بود و جاذبه و زیبایی خاصی نداشت و فقط میخواستم رد بشم ،پس با کمک تکنیک استراحتهای متناوب با تمام توان رکاب زدم و با اینکه مسیر ، سربالایی زیادی داشت ، تو چهار روز چهار صد متر رکاب زدم ....…
  continue reading
 
ین گزارش رو از صدو هفت کیلومتری محل اقامتم در سائو پائولو تقدیم می کنم ولی چون کنار اتوبان چادر زدم و صدای پس زمینه زیاد هست ، پنج صبح که بیدار بشم براتون گزارش می کنم ...
  continue reading
 
سلام ، این گزارش رو از جایی وسط جنگل تقدیم می کنم ، با اتوبوس به این شهر اومدم و چون قرار هست امروز با دوستم به کوهنوردی بریم ، دیشب اینجا چادر زدیم . چهارماه گذشته در برزیل بخاطر گرما از خورشید فراری بودم ولی حالا زمستون شده و هوای منطقه سرد هست ، الان من اینجا از لابلای درختها نگاه می کنم و منتظر خورشید هستم که بالا بیاد و این قسمت گزارش رو پر می…
  continue reading
 
گزارش رو از کنار شهر سائو سباستییائو تقدیم می کنم ، بعد از اینکه چند لحظه صدای موج اقیانوس رو با هم گوش کنیم ، براتون صحبت می کنم از حس خودم از این شکل زندگی تا ملاقات خوشایند با تنها ایرانی شهر او واتوبا ....
  continue reading
 
این گزارش رو از خونه ی یک برزیلی از شهری که هنوز اسمش رو نمی دونم تقدیم می کنم .در فرهنگ برزیل صدای بلند صحبت و موسیقی یک چیز کاملا عادیه . در ادامه گزارش قبل ...من به ریو رسیدم و زمان بسیار خوبی رو با دوست قدیمیم هومن گذروندم .و سنگنورد ایرانی حسین معزی کوه رفتیم .....
  continue reading
 
ابتدای این گزارش رو با بکگراند صدای موسیقی رستورانی که در ریو دوژانیرو بودم شروع می کنم ،الان دیگه در ریو دوژانیرو نیستم و در کمپ سایت( اقامتگاه )هستم .در ادامه گزارش از بخش ماجراجویی سفر براتون صحبت می کنم جایی که میخواستم با hitch hike (سفر با ماشینهای گذری…
  continue reading
 
این گزارش دقیقاً در امتداد خط سفید جاده ست .سه روز هست که در راهم و مسیرم تا ریو دوژانیرو رو hitch hike می کنم ،با اینکه تو کامیون هستم و صدای اضافه زیاد هست حس و حالش رو دوست دارم و همینجا گزارش رو تقدیمتون می کنم ...
  continue reading
 
درحال حاضر در شهر لنسویس دیامونتینا ،شهری چهارصد کیلومتر داخل برزیل هستم .این شهر اصلا در مسیرم نبودم و براتون صحبت می کنم که چطور سر از اینجا درآوردم ....
  continue reading
 
در اتوبان دوچرخه‌سواری می کنم ، کنار جاده شانس پیدا کردن جا نیست و فاصله روستاها هم بیشتر هست ،دیشب زمانی که دیگه هوا تاریک شده بود خودم رو به روستایی رسوندم ، پرسیدم و پشت کلیسایی چادر زدم جایی رو انتخاب کردم که صبح آفتاب دیرتر بهش بتابه ....
  continue reading
 
ادامه گزارش قبل ... وارد جاده شدم و از آراکاجو به سمت جنوب راه افتادم ،همه ی روز دوچرخه سواری کردم و ذهنم درگیر این بود که تا کجا میتونم با این وضعیت ( بی پولی) ادامه بدم ،حین دوچرخه‌سواری چند تا انبه دیدم که حدس میزدم مسموم باشن ....
  continue reading
 
Loading …

راهنمای مرجع سریع