Mehdi Sotoudeh عمومی
[search 0]

برنامه را دانلود کنید!

show episodes
 
Loading …
show series
 
نام داستان: تایتانیک نویسنده و راوی: احسان عبدی پور تنظیم: مهدی ستوده از میان همه رفتن‌ها و تنها شدن‌ها که از زندگی آدم کابوس می‌سازند، مهیب‌ترین کابوس زندگی حسون را یک برق که بی‌موقع گذاشت رفت درست کرد. شرکت هالوفارم اعلام ورشکستی کرد، گفت کارگرهایش بیایند جای طلب یک چیزایی بردارند ببرند. در حالیکه حسون کنار سه تا خواهرهایش و ننه‌اش منتظر بود پدرش…
 
نام داستان: تایتانیک نویسنده و راوی: احسان عبدی پور تنظیم: مهدی ستوده از میان همه رفتن‌ها و تنها شدن‌ها که از زندگی آدم کابوس می‌سازند، مهیب‌ترین کابوس زندگی حسون را یک برق که بی‌موقع گذاشت رفت درست کرد. شرکت هالوفارم اعلام ورشکستی کرد، گفت کارگرهایش بیایند جای طلب یک چیزایی بردارند ببرند. در حالیکه حسون کنار سه تا خواهرهایش و ننه‌اش منتظر بود پدرش…
 
آن روز در این وادی پاتاوه گشادیم که مرده‌یی اینجا در خاک نهادیم. چراغش به پُفی مُرد و ظلمت به جانش درنشست اما چشم‌اندازِ جهان همچنان شناور ماند در روزِ جهان. مُردِ‌گان در شبِ خویش از مشاهده بی‌بهره می‌مانند اما بندِ نافِ پیوند هم از آن‌دست به جای است. ــ یکی واگَرد و به دیروز نگاهی کن: آن سوی فرداها بود که جهان به آینده پا نهاد. (احمد شاملو) اپیزود…
 
آن روز در این وادی پاتاوه گشادیم که مرده‌یی اینجا در خاک نهادیم. چراغش به پُفی مُرد و ظلمت به جانش درنشست اما چشم‌اندازِ جهان همچنان شناور ماند در روزِ جهان. مُردِ‌گان در شبِ خویش از مشاهده بی‌بهره می‌مانند اما بندِ نافِ پیوند هم از آن‌دست به جای است. ــ یکی واگَرد و به دیروز نگاهی کن: آن سوی فرداها بود که جهان به آینده پا نهاد. (احمد شاملو) اپیزود…
 
طرف ما شب نیست صدا با سکوت آشتی نمی‌کند، کلمات انتظار می‌کشند من با تو تنها نیستم، هیچ‌کس با هیچ‌کس تنها نیست شب از ستاره‌ها تنهاتر است... طرف ما شب نیست چخماق‌ها کنار فتیله بی‌طاقت‌اند خشم کوچه در مشت توست، در لبان تو، شعر روشن صیقل می‌خورد من تو را دوست می‌دارم و شب از ظلمت خود وحشت می‌کند. #احمدشاملو اپیزود چهل و نهم دیالوگ‌باکس به ترتیب از فیلم…
 
طرف ما شب نیست صدا با سکوت آشتی نمی‌کند، کلمات انتظار می‌کشند من با تو تنها نیستم، هیچ‌کس با هیچ‌کس تنها نیست شب از ستاره‌ها تنهاتر است... طرف ما شب نیست چخماق‌ها کنار فتیله بی‌طاقت‌اند خشم کوچه در مشت توست، در لبان تو، شعر روشن صیقل می‌خورد من تو را دوست می‌دارم و شب از ظلمت خود وحشت می‌کند. #احمدشاملو اپیزود چهل و نهم دیالوگ‌باکس به ترتیب از فیلم…
 
قسمت پنجم از اپیزود چهل و سوم دیالوگ باکس با نام "آدمها، خاطرات و موسیقی" بر اساس درخواستهای شما عزیزان و بر اساس فراخوان ماه پیش که در حساب اینستاگرام و توییتر دیالوگ باکس اعلام شده بود ساخته شده است، در این اپیزود نیز همانند چهار قسمت قبل، آدمها در مورد یک موسیقی خاص صحبت می کنند که با یادآوری اون موسیقی، خاطره ای براشون زنده میشه یا یاد یک اتفاق…
 
قسمت چهارم از اپیزود چهل و سوم دیالوگ باکس با نام "آدمها، خاطرات و موسیقی" بر اساس درخواستهای شما عزیزان و بر اساس فراخوان ماه پیش که در حساب اینستاگرام و توییتر دیالوگ باکس اعلام شده بود ساخته شده است، در این اپیزود نیز همانند سه قسمت قبل، آدمها در مورد یک موسیقی خاص صحبت می کنند که با یادآوری اون موسیقی، خاطره ای براشون زنده میشه یا یاد یک اتفاق …
 
جشن چشمان تو شد آغاز و سپس گلها آنچنان وجد کنان خندیدند که به منقار طلایی همه ی مرغان خنده را از همه جا چیدند پر زنان، رقص کنان کوچیدند پرده خود را به کناری زد در، درخشان شد و بگشاد، سپس جشن چشمان تو شد آغاز روح، چون باغ شفق، شعله کنان بشکفت گام برداشتی از گام درون باغ غنچه ها پرده دریدند زپرده، سرمست وشکوفان گشتند خارها حتی ناگهان گل کردند تا به چ…
 
قسمت پنجم از اپیزود چهل و سوم دیالوگ باکس با نام "آدمها، خاطرات و موسیقی" بر اساس درخواستهای شما عزیزان و بر اساس فراخوان ماه پیش که در حساب اینستاگرام و توییتر دیالوگ باکس اعلام شده بود ساخته شده است، در این اپیزود نیز همانند چهار قسمت قبل، آدمها در مورد یک موسیقی خاص صحبت می کنند که با یادآوری اون موسیقی، خاطره ای براشون زنده میشه یا یاد یک اتفاق…
 
قسمت چهارم از اپیزود چهل و سوم دیالوگ باکس با نام "آدمها، خاطرات و موسیقی" بر اساس درخواستهای شما عزیزان و بر اساس فراخوان ماه پیش که در حساب اینستاگرام و توییتر دیالوگ باکس اعلام شده بود ساخته شده است، در این اپیزود نیز همانند سه قسمت قبل، آدمها در مورد یک موسیقی خاص صحبت می کنند که با یادآوری اون موسیقی، خاطره ای براشون زنده میشه یا یاد یک اتفاق …
 
جشن چشمان تو شد آغاز و سپس گلها آنچنان وجد کنان خندیدند که به منقار طلایی همه ی مرغان خنده را از همه جا چیدند پر زنان، رقص کنان کوچیدند پرده خود را به کناری زد در، درخشان شد و بگشاد، سپس جشن چشمان تو شد آغاز روح، چون باغ شفق، شعله کنان بشکفت گام برداشتی از گام درون باغ غنچه ها پرده دریدند زپرده، سرمست وشکوفان گشتند خارها حتی ناگهان گل کردند تا به چ…
 
ویژه نامه استاد محمدرضا شجریان بخش دوم محمدرضا شجریان (زاده ۱ مهر ۱۳۱۹ – درگذشته ۱۷ مهر ۱۳۹۹) موسیقی‌دان و خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی بود. وی همچنین خوش‌نویس، رئیس شورای عالی خانه موسیقی ایران، بنیان‌گذار گروه شهناز و آفرینندهٔ چند ساز موسیقی بود. آواز خواندن را از کودکی آغاز کرد و با توجه به استعداد و صدای خوبش، تحت آموزش پدر خود که قاری قرآن بود…
 
ویژه نامه استاد محمدرضا شجریان بخش اول محمدرضا شجریان (زاده ۱ مهر ۱۳۱۹ – درگذشته ۱۷ مهر ۱۳۹۹) موسیقی‌دان و خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی بود. وی همچنین خوش‌نویس، رئیس شورای عالی خانه موسیقی ایران، بنیان‌گذار گروه شهناز و آفرینندهٔ چند ساز موسیقی بود. آواز خواندن را از کودکی آغاز کرد و با توجه به استعداد و صدای خوبش، تحت آموزش پدر خود که قاری قرآن بود…
 
نام داستان: فتواهای عاطفی نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور مترجم اشعار: مریم حیدری تنظیم: مهدی ستوده یک برادریم که هیچوقت ندیدمش، غیاث است. مثل کلکتور تمبر یا اسکناس، برادر خواهرهایی دارم که از پدر مادرهایی در چهارگوشه‌ی جهان پا گرفته‌ایم. رییس جمهورهای جدایی داریم، پرچم‌های جدایی، رنگ چشم‌های جدایی، کلمات نزدیک به همیم... ما از روی دی اِن ای کلمات،…
 
ویژه نامه استاد محمدرضا شجریان بخش دوم محمدرضا شجریان (زاده ۱ مهر ۱۳۱۹ – درگذشته ۱۷ مهر ۱۳۹۹) موسیقی‌دان و خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی بود. وی همچنین خوش‌نویس، رئیس شورای عالی خانه موسیقی ایران، بنیان‌گذار گروه شهناز و آفرینندهٔ چند ساز موسیقی بود. آواز خواندن را از کودکی آغاز کرد و با توجه به استعداد و صدای خوبش، تحت آموزش پدر خود که قاری قرآن بود…
 
ویژه نامه استاد محمدرضا شجریان بخش اول محمدرضا شجریان (زاده ۱ مهر ۱۳۱۹ – درگذشته ۱۷ مهر ۱۳۹۹) موسیقی‌دان و خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی بود. وی همچنین خوش‌نویس، رئیس شورای عالی خانه موسیقی ایران، بنیان‌گذار گروه شهناز و آفرینندهٔ چند ساز موسیقی بود. آواز خواندن را از کودکی آغاز کرد و با توجه به استعداد و صدای خوبش، تحت آموزش پدر خود که قاری قرآن بود…
 
نام داستان: فتواهای عاطفی نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور مترجم اشعار: مریم حیدری تنظیم: مهدی ستوده یک برادریم که هیچوقت ندیدمش، غیاث است. مثل کلکتور تمبر یا اسکناس، برادر خواهرهایی دارم که از پدر مادرهایی در چهارگوشه‌ی جهان پا گرفته‌ایم. رییس جمهورهای جدایی داریم، پرچم‌های جدایی، رنگ چشم‌های جدایی، کلمات نزدیک به همیم... ما از روی دی اِن ای کلمات،…
 
داستان زندگی من به هیچ آئین نخواهد شد جدا از حسرت تشویش زای من من از آن دم که به ترک کلبه خرد پدر گفتم وز همه آن خوش زبان افسانه گویان تن جدا کردم دل قرین هر بلا کردم ساغری بر لب نیاوردم که زهری تعبیه در آن نبودست آبخور سویی نبردم که نه سرگردانی از آن جست مایه سنگی از جا برنیاوردم که باشد خانه ام را اولین پایه دیدی ای دل آخر آن مشکین سر زلفش چه بند…
 
داستان زندگی من به هیچ آئین نخواهد شد جدا از حسرت تشویش زای من من از آن دم که به ترک کلبه خرد پدر گفتم وز همه آن خوش زبان افسانه گویان تن جدا کردم دل قرین هر بلا کردم ساغری بر لب نیاوردم که زهری تعبیه در آن نبودست آبخور سویی نبردم که نه سرگردانی از آن جست مایه سنگی از جا برنیاوردم که باشد خانه ام را اولین پایه دیدی ای دل آخر آن مشکین سر زلفش چه بند…
 
نام فیلم: جهان با من برقص کارگردان: سروش صحت بازیگران: علی مصفا، جواد عزتی، هانیه توسلی، پژمان جمشیدی، سیاوش چراغی‌پور، کاظم سیاحی، بهار کاتوزی، پاوان افسر، شیوا بلوچی، رامین صدیقی، مهیار پوربابایی، مهراب قاسم‌خانی درباره فیلم: جهان با من برقص» از داستانی روان و لطیف برخوردار است و به‌عنوان اولین تجربه‌ی کارگردانی سروش صحت قابل توجه. بازی‌ها، طراحی…
 
نام فیلم: جهان با من برقص کارگردان: سروش صحت بازیگران: علی مصفا، جواد عزتی، هانیه توسلی، پژمان جمشیدی، سیاوش چراغی‌پور، کاظم سیاحی، بهار کاتوزی، پاوان افسر، شیوا بلوچی، رامین صدیقی، مهیار پوربابایی، مهراب قاسم‌خانی درباره فیلم: جهان با من برقص» از داستانی روان و لطیف برخوردار است و به‌عنوان اولین تجربه‌ی کارگردانی سروش صحت قابل توجه. بازی‌ها، طراحی…
 
قسمت سوم اپیزود چهل و سوم دیالوگ باکس "آدمها، خاطرات و موسیقی" بر اساس نظرسنجی ماه پیش و با همراهی و مشارکت دنبال کنندگان صفحه توییتر دیالوگ باکس ساخته شده است، در این اپیزود نیز همانند دو قسمت قبل، آدمها در مورد یک موسیقی خاص صحبت می کنند که با یادآوری اون موسیقی، خاطره ای براشون زنده میشه یا یاد یک اتفاق ویژه در زندگیشون می‌افتند. این اپیزود آخری…
 
قسمت سوم اپیزود چهل و سوم دیالوگ باکس "آدمها، خاطرات و موسیقی" بر اساس نظرسنجی ماه پیش و با همراهی و مشارکت دنبال کنندگان صفحه توییتر دیالوگ باکس ساخته شده است، در این اپیزود نیز همانند دو قسمت قبل، آدمها در مورد یک موسیقی خاص صحبت می کنند که با یادآوری اون موسیقی، خاطره ای براشون زنده میشه یا یاد یک اتفاق ویژه در زندگیشون می‌افتند. این اپیزود آخری…
 
قسمت دوم اپیزود چهل و سوم دیالوگ باکس "آدمها، خاطرات و موسیقی" با همراهی و مشارکت شما عزیزان و بر اساس فراخوانی که ماه پیش اعلام شده بود ساخته شده است، در این اپیزود نیز همانند قسمت اول، آدمها در مورد یک موسیقی خاص صحبت می کنند که با یادآوری اون موسیقی خاطره ای براشون زنده میشه یا یاد یک اتفاق ویژه در زندگیشون می‌افتند. امیدوارم مثل اپیزود اول، شنی…
 
قسمت دوم اپیزود چهل و سوم دیالوگ باکس "آدمها، خاطرات و موسیقی" با همراهی و مشارکت شما عزیزان و بر اساس فراخوانی که ماه پیش اعلام شده بود ساخته شده است، در این اپیزود نیز همانند قسمت اول، آدمها در مورد یک موسیقی خاص صحبت می کنند که با یادآوری اون موسیقی خاطره ای براشون زنده میشه یا یاد یک اتفاق ویژه در زندگیشون می‌افتند. امیدوارم مثل اپیزود اول، شنی…
 
ساخت قسمت اول اپیزود چهل و سوم دیالوگ باکس "آدمها، خاطرات و موسیقی" در راستای ایده‌ای بود که از خیلی وقت پیش بهش فکر میکردم و برام همیشه جالب بود که بدونم آدمها در شرایط مختلف و در لحظات خاص زندگیشون چه جیزی رو گوش می‌کنند تا شرایط براشون وضعیت بهتری پیدا کنه، به همین دلیل از دوستان و اطرافیانم خواستم که در مورد یک موسیقی صحبت کنند که با شنیدن اون …
 
ساخت قسمت اول اپیزود چهل و سوم دیالوگ باکس "آدمها، خاطرات و موسیقی" در راستای ایده‌ای بود که از خیلی وقت پیش بهش فکر میکردم و برام همیشه جالب بود که بدونم آدمها در شرایط مختلف و در لحظات خاص زندگیشون چه جیزی رو گوش می‌کنند تا شرایط براشون وضعیت بهتری پیدا کنه، به همین دلیل از دوستان و اطرافیانم خواستم که در مورد یک موسیقی صحبت کنند که با شنیدن اون …
 
نام داستان: قوطی‌ها نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور نسل ما دارد پا رو گل می‌کشد و خودش را از روی کول زمان میاندازد بلکه قدم توی چهل سالگی نگذارد! هم نسل قبلیمان و هم بعدیمان می‌دانند که ما به واقع آنقدر که سزاوارش بودیم، زیست درخوری نکردیم، حقمان هست حداقل کشدارتر باشد برای ما! بقول وودی آلن حالا که غذاش اینقدر بد طعم و مزخرف است کاش پُرسِش بزرگتر …
 
نام داستان: قوطی‌ها نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور نسل ما دارد پا رو گل می‌کشد و خودش را از روی کول زمان میاندازد بلکه قدم توی چهل سالگی نگذارد! هم نسل قبلیمان و هم بعدیمان می‌دانند که ما به واقع آنقدر که سزاوارش بودیم، زیست درخوری نکردیم، حقمان هست حداقل کشدارتر باشد برای ما! بقول وودی آلن حالا که غذاش اینقدر بد طعم و مزخرف است کاش پُرسِش بزرگتر …
 
اپیزود سوم و آخرین قسمت از مجموعه عاشقانه‌های تهران که با حمایت معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران در قالب طرح #نوروزخانه با مروری دیگر بر فیلمهای عاشقانه تهران ساخته شده است، به ترتیب از فیلم های: چیزهایی هست که نمی‌دانی، چند متر مکعب عشق، چند کیلو خرما برای مراسم تدفین، شبهای روشن، اینجا بدون من و بی‌نامی تشکیل شده است. اطلاعات اپیزود به …
 
دوست داشتم برای سالیانی که با تو بوده‌ام، به احترام تمام حادثه‌هایی که در ولیعصر قهقهه زدیم، به خاطر ایستگاه تئاتر شهر و سروده‌ها و آواز خوانی‌ات، بخاطر اولین قرارمان در پارک ساعی، به احترام دستانی که موهایت را نوازش کرد و گوشی که صدای تپش قلبت را شنید، بخاطر آن پیرمرد که بهمان گفت "خوشبخت شوید"، به احترام اشک شوقی که بخاطر این جمله در چشمانم حلقه …
 
نام داستان: در ستایش بطالت نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور فروشگاه غارت شده بود، سوغات چین به فیلادلفیا هم رسیده بود و اهالی حجابِ تمدن و نوع دوستی و این دست نُنُر بازی ها را زده بودند کنار و قفسه ها را صاف کرده بودند، انگار نه انگار که اقتصاد یکم بشر! نقل یک ویدیوعه ساده است! دو تا ویلونیست آمریکایی لای قفسه های خالی و غارت رفته یک فروشگاه بزرگ ای…
 
نام داستان: در ستایش بطالت نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور فروشگاه غارت شده بود، سوغات چین به فیلادلفیا هم رسیده بود و اهالی حجابِ تمدن و نوع دوستی و این دست نُنُر بازی ها را زده بودند کنار و قفسه ها را صاف کرده بودند، انگار نه انگار که اقتصاد یکم بشر! نقل یک ویدیوعه ساده است! دو تا ویلونیست آمریکایی لای قفسه های خالی و غارت رفته یک فروشگاه بزرگ ای…
 
خیابان های تهران دیگر امن نیست، تو همه جا را مین گذاشتی و به سادگی فرار کردی، و حالا من هر روز به جاهای خطرناک می روم، چهار راه ولیعصر،کافه ی هایی که دوست داشتی، کتابفروشی های انقلاب، نیمکت های تئاتر شهر، همه خیابان ها، گذرها، کوچه ها،همه عطر تو را دارند. باغ فردوس، تجریش، دربند... #روزبه‌معیناین مجموعه سه قسمتی با حمایت معاونت امور اجتماعی و فرهنگ…
 
خیابان های تهران دیگر امن نیست، تو همه جا را مین گذاشتی و به سادگی فرار کردی، و حالا من هر روز به جاهای خطرناک می روم، چهار راه ولیعصر،کافه ی هایی که دوست داشتی، کتابفروشی های انقلاب، نیمکت های تئاتر شهر، همه خیابان ها، گذرها، کوچه ها، همه عطر تو را دارند. باغ فردوس، تجریش، دربند... #روزبه‌معین این مجموعه سه قسمتی با حمایت معاونت امور اجتماعی و فره…
 
نام داستان: رفیقهای مکزیکی نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور عکس کاور و تنظیم: کریم فائقیان پشت چراغ قرمزا از تاکسی در میام، میرم رو کاپوت وایمیسم و دمام میزنم، وقتی یکی کاشتتم تو سرما و نمیاد، وقتی باختیم، وقتی دقیقه هشتاد و پنجِ دوتا جلوییم، وقتی پس فردا موعد کرایه خونست و ندارم، تو سرم دمام میزنم، از منیریه تا تجریش دمام زدم یه بار، تو کلوزه‌ام تن…
 
نام داستان: رفیقهای مکزیکینویسنده و خوانش: احسان عبدی پورعکس کاور و تنظیم: کریم فائقیان پشت چراغ قرمزا از تاکسی در میام، میرم رو کاپوت وایمیسم و دمام میزنم، وقتی یکی کاشتتم تو سرما و نمیاد، وقتی باختیم، وقتی دقیقه هشتاد و پنجِ دوتا جلوییم، وقتی پس فردا موعد کرایه خونست و ندارم، تو سرم دمام میزنم، از منیریه تا تجریش دمام زدم یه بار، تو کلوزه‌ام تنها…
 
من تو را برای باقی مانده عمرم میخواستم. برای صبح های زود که نور آفتاب روی صورتت بخورد و آنقدر محو تماشایت شوم که بیدارت نکنم و خواب بمانی. تو را برای قدم زدن در کوچه پس کوچه های تهران بزرگ و شلوغ میخواستم که پشت ویترین مغازه های رنگارنگش برای خودمان خاطراتی رنگی بسازیم و به همهمه ی ادم ها توجهی نکنیم. تو را برای شعر های بلند مولانا میخواستم. که چشم…
 
من تو را برای باقی مانده عمرم میخواستم. برای صبح های زود که نور آفتاب روی صورتت بخورد و آنقدر محو تماشایت شوم که بیدارت نکنم و خواب بمانی. تو را برای قدم زدن در کوچه پس کوچه های تهران بزرگ و شلوغ میخواستم که پشت ویترین مغازه های رنگارنگش برای خودمان خاطراتی رنگی بسازیم و به همهمه ی ادم ها توجهی نکنیم. تو را برای شعر های بلند مولانا میخواستم. که چشم…
 
نام داستان: حیات سیاسی یوسف رستمنویسنده و خوانش: احسان عبدی پور ماجرا واقعی است!اگر دنبال روز شروع تحولات رفتاری یوسفو بگردین، به آشغالهای جلوی خونه سواحلی می رسین! همیشه مُشتی بچه استندبای تو میدون جلوی خونش میپلکیدن بلکه در باز شود، عطر نصفه ای، لباس یک بار تن رفته ای، ته مونده کنیاکی، ته شیشه مارمالادی چیزی بگذارد دم در روی سه کنچه! محمود سواحلی…
 
نام داستان: حیات سیاسی یوسف رستم نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور ماجرا واقعی است! اگر دنبال روز شروع تحولات رفتاری یوسفو بگردین، به آشغالهای جلوی خونه سواحلی می رسین! همیشه مُشتی بچه استندبای تو میدون جلوی خونش میپلکیدن بلکه در باز شود، عطر نصفه ای، لباس یک بار تن رفته ای، ته مونده کنیاکی، ته شیشه مارمالادی چیزی بگذارد دم در روی سه کنچه! محمود سواح…
 
برایم بخوان محمّدمی‌خواهم برگردماز درّه سرازیر شومروبه‌رویم مزرعه‌ی گندم باشددرختان زردآلوو گل‌های خشخاشپیرمرد شاهنامه بخواندزن چراغ را از ایوان به اتاق بیاوردو ما خیره به شعله..._بس کناین قصه کسی را به خواب هم نمی‌بردباید جایی تفنگی سرفه کندپایی پژمرده شودمزرعه‌‌ای بسوزدو ما شبانه بگریزیماز "برغص" تا " قندهار"از" کویته" تا "مشهد".برایم بخوان محمّد…
 
برایم بخوان محمّد می‌خواهم برگردم از درّه سرازیر شوم روبه‌رویم مزرعه‌ی گندم باشد درختان زردآلو و گل‌های خشخاش پیرمرد شاهنامه بخواند زن چراغ را از ایوان به اتاق بیاورد و ما خیره به شعله... _بس کن این قصه کسی را به خواب هم نمی‌برد باید جایی تفنگی سرفه کند پایی پژمرده شود مزرعه‌‌ای بسوزد و ما شبانه بگریزیم از "برغص" تا " قندهار" از" کویته" تا "مشهد". …
 
ویژه نامه فرهاد مهراد فرهاد مِهراد (۲۹ دی ۱۳۲۲ در تهران – ۹ شهریور ۱۳۸۱) معروف به فرهاد، خواننده، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ پاپ راک اهل ایران بود. وی از خوانندگان صاحب نام راک ایرانی بود که نخستین آلبوم راک اند رول انگلیسی ایران را منتشر کرد. آنچه که او را از دیگر خوانندگان هم نسلش متمایز می‌کند، خواندن ترانه‌های اجتماعی است که در آثار موسیقی او متبلور ش…
 
ویژه نامه فرهاد مهرادفرهاد مِهراد (۲۹ دی ۱۳۲۲ در تهران – ۹ شهریور ۱۳۸۱) معروف به فرهاد، خواننده، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ پاپ راک اهل ایران بود. وی از خوانندگان صاحب نام راک ایرانی بود که نخستین آلبوم راک اند رول انگلیسی ایران را منتشر کرد. آنچه که او را از دیگر خوانندگان هم نسلش متمایز می‌کند، خواندن ترانه‌های اجتماعی است که در آثار موسیقی او متبلور شد…
 
Loading …

راهنمای مرجع سریع

Google login Twitter login Classic login