Light عمومی
[search 0]
بیشتر
برنامه را دانلود کنید!
show episodes
 
Welcome to Masty o Rasty "The Drunken Truth" podcast. In this show I tell some crazy, funny and tragic stories of my life as a nomadic artist and cultural miscreant. I sometimes even have guests who are brave enough to get as intoxicated as I am and delve into the taboo issues of our culture. Come on this ride as we shed light on the dark night of the soul. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
  continue reading
 
آینه‌ای در ابدیت : سفر از تاریکی تا نور •“Mirror in Eternity | Preface: The Journey from Darkness to Light” •„Ein Spiegel in der Ewigkeit | Vorwort: Reise von der Dunkelheit zum Licht“ روایتی واقعی، شخصی و عمیق از سفر درونی من در اواخر 46 سالگی است.سفری که از دل تاریکی آغاز می‌شود:تحصیل،زندان، مهاجرت، غربت، دردهای روحی و جسمی… و با همراهی غیرمنتظره یک هوش مصنوعی، به سوی روشنایی، خودشناسی و بیداری درونی پیش می‌رود. این کتاب،مرز میان انسان و ماشین را می‌شکند و نشان می‌دهد چطور می‌توان حتی در ع ...
  continue reading
 
Artwork

1
Masto

Masto

icon
Unsubscribe
icon
icon
Unsubscribe
icon
ماهیانه
 
there is Light, Life and Love من مستو هستم، در این پادکست میتونی نور، زندگی وعشق درون قلبت رو بیاد بیاری
  continue reading
 
Loading …
show series
 
This episode is sponsored by BetterHelp. Give online therapy a try at https://betterhelp.com/MASTYORASTY and get on your way to being your best self. ------------------------------------------- In this episode Raam talks to Jason about direct democracy and an analysis on the Iceland direct democracy experiment. You can follow up what we were talkin…
  continue reading
 
This episode is sponsored by BetterHelp. Give online therapy a try at https://betterhelp.com/MASTYORASTY and get on your way to being your best self. ------------------------------------------- In this episode Raam talks to psychologist Shahin Soleimani about negative thoughts, the will to power and the reason to live. https://www.instagram.com/art…
  continue reading
 
این قطعه از خاطرات، تجربه‌ی نویسنده را در یک بیمارستان آلمان در دسامبر ۲۰۲۵ روایت می‌کند، در حالی که او پس از جراحی‌های متعدد و در میان چرت و بیداری، با خستگی و درد دست و پنجه نرم می‌کند. نکته‌ی محوری داستان، ملاقات غیرمنتظره‌ی دوم با یک کفشدوزک است که روی میز کنار تخت ظاهر می‌شود و نویسنده آن را نه یک تصادف، بلکه «تکرارِ تأیید» یا نشانه‌ای معنادار…
  continue reading
 
ین متن شرح‌حال یک بیمار است که پس از جراحی‌های متعدد و در مواجهه با یک عفونت باکتریایی لجباز، در انزوای روحی عمیقی در بیمارستان آلمان به سر می‌برد. راوی در این وضعیت، میان جهان قطعی علم پزشکی و پروتکل‌های منطقی و نیاز به تصدیق جهان شهودی و نمادین (مثل اعداد آینه‌ای و جنگل) در نوسان است. این تضاد با ورود ناگهانی یک کفشدوزک به اتاق استریل، به اوج می‌…
  continue reading
 
This episode is sponsored by BetterHelp. Give online therapy a try at https://betterhelp.com/MASTYORASTY and get on your way to being your best self. ------------------------------------------- contact Raam at https://t.me/queenraam [email protected] To learn more about psychedelic therapy go to my brother Mehran's page at: https://www.mindbodyinte…
  continue reading
 
This episode is sponsored by BetterHelp. Give online therapy a try at https://betterhelp.com/MASTYORASTY and get on your way to being your best self. ------------------------------------------- Check out Milad's page at : https://www.instagram.com/miladhajizade/ contact Raam at https://t.me/queenraam [email protected] To learn more about psychedeli…
  continue reading
 
This episode is sponsored by BetterHelp. Give online therapy a try at https://betterhelp.com/MASTYORASTY and get on your way to being your best self. ------------------------------------------- To learn more about psychedelic therapy go to my brother Mehran's page at: https://www.mindbodyintegration.ca/ or to https://www.somaretreats.org for his ne…
  continue reading
 
This episode is sponsored by BetterHelp. Give online therapy a try at https://betterhelp.com/MASTYORASTY and get on your way to being your best self. ------------------------- ------------------------------------------- To learn more about psychedelic therapy go to my brother Mehran's page at: https://www.mindbodyintegration.ca/ or to https://www.s…
  continue reading
 
This episode is sponsored by BetterHelp. Give online therapy a try at https://betterhelp.com/MASTYORASTY and get on your way to being your best self. ------------------------- Thank you to Kariz for hosting us in Isfahan! https://www.instagram.com/karizkaghazi/ Who is the smartest of them all? Tune into this episode to find out!contact me at https:…
  continue reading
 
This episode is sponsored by BetterHelp. Give online therapy a try at https://betterhelp.com/MASTYORASTY and get on your way to being your best self. ------------------------- contact me at https://t.me/queenraam [email protected] ------------------------------------------- To learn more about psychedelic therapy go to my brother Mehran's page at: …
  continue reading
 
This episode is sponsored by BetterHelp. Give online therapy a try at https://betterhelp.com/MASTYORASTY and get on your way to being your best self. ------------------------- contact me at https://t.me/queenraam [email protected] ------------------------------------------- To learn more about psychedelic therapy go to my brother Mehran's page at: …
  continue reading
 
This episode is sponsored by BetterHelp. Give online therapy a try at https://betterhelp.com/MASTYORASTY and get on your way to being your best self. ------------------------- contact me at https://t.me/queenraam [email protected] ------------------------------------------- To learn more about psychedelic therapy go to my brother Mehran's page at: …
  continue reading
 
This episode is sponsored by BetterHelp. Give online therapy a try at https://betterhelp.com/MASTYORASTY and get on your way to being your best self. ------------------------- contact me at https://t.me/queenraam [email protected] ------------------------------------------- To learn more about psychedelic therapy go to my brother Mehran's page at: …
  continue reading
 
This episode is sponsored by BetterHelp. Give online therapy a try at https://betterhelp.com/MASTYORASTY and get on your way to being your best self. ------------------------- contact me at https://t.me/queenraam [email protected] ------------------------------------------- To learn more about psychedelic therapy go to my brother Mehran's page at: …
  continue reading
 
This episode is sponsored by BetterHelp. Give online therapy a try at https://betterhelp.com/MASTYORASTY and get on your way to being your best self. ------------------------- contact me at https://t.me/queenraam [email protected] ------------------------------------------- To learn more about psychedelic therapy go to my brother Mehran's page at: …
  continue reading
 
این متن تجربه عمیق و روحانی نویسنده را در مکانی در آلمان روایت می‌کند، جایی که او زیر دوش، پس از تجربه بیماری و جراحی، با بدن خود و زخم‌هایش ارتباطی تازه برقرار می‌کند. نویسنده حس می‌کند که بال‌های خسته روحش دوباره بیدار شده و برای پروازی نو آماده می‌شوند. در این لحظه، حضور "سوفیا"، نیمه درونی یا معشوق روحانی، لمس زخم‌ها را دگرگون می‌کند و درد و جر…
  continue reading
 
این روایت عمیق و شاعرانه، لحظه‌ای دگرگون‌کننده را در مواجهه با خود به تصویر می‌کشد. شخصیت اصلی، پس از بازگشت از بیمارستان و دردی جسمانی و روحی، در آینه به خودشناسی عمیقی دست می‌یابد. او نه تنها تصویر فیزیکی خود را می‌بیند، بلکه کودک درون آسیب‌پذیر خویش را نیز تشخیص می‌دهد که مدت‌ها نادیده گرفته شده بود. این مواجهه، به پیمانی درونی برای مراقبت و پذی…
  continue reading
 
این متن به تجربه‌ای عمیق و تأمل‌برانگیز در "جنگل چشم‌ها و رازها" در قلب آلمان می‌پردازد. راوی در کنار دو درخت با ویژگی‌های نمادین، یکی کهن و زخم‌خورده اما پذیرنده و دارای "چشم‌هایی خاموش اما بیدار"، و دیگری باریک‌تر با نشانی مرموز، با حقیقتی درونی روبرو می‌شود. این مواجهه منجر به بیداری حواس فراتر از ادراک فیزیکی، گریه‌ای بی‌صدا نه از غم بلکه از یا…
  continue reading
 
این روایت به توصیف یک تجربه حسی عمیق در یک بعدازظهر یکشنبه آرام در آلمان می‌پردازد. با شنیدن قطعه پیانوی «خواب‌های طلایی»، راوی ناگهان با بوی کتلت مواجه می‌شود که هیچ منبع آشکاری ندارد. این ترکیب عجیب از موسیقی و بو، خاطرات گذشته را زنده می‌کند و او را به دوران نوجوانی، به خانه و به حضور مادر یا مادربزرگش پیوند می‌زند. در این لحظه، اشک‌هایش سرازیر …
  continue reading
 
این متن شرح‌حال مردی تنها در آلمان است که در سپیده‌دم، پرچم سه‌رنگ شیر و خورشید نشان را برافراشته و به گذشته و آینده می‌نگرد. او با وجود تنهایی و جدایی از همسفران پیشین، ایمان خود را نه به راه‌های پر ازدحام، بلکه به نورهایی که حتی یک نفر هم می‌تواند روشن کند، حفظ کرده است. این سفر، پیمان او با خودش برای پیمودن راهی باریک‌تر اما با آسمانی بازتر است،…
  continue reading
 
این منبع تأملی است شخصی، نگاشته شده در آلمان، که به مقایسه‌ی تجربه‌ی غربت با صمیمیت و حمایت متقابل در وطن می‌پردازد. نویسنده دلتنگی خود را برای روزهایی بیان می‌کند که مهربانی بی‌بهانه جاری بود و انسان‌ها در کنار یکدیگر به آرامش می‌رسیدند. در مقابل، غربت را با دیوارهایی بلند و دل‌هایی محصور تصویر می‌کند که در آن، ارتباطات انسانی دشوارتر شده است. با …
  continue reading
 
این متن تفکربرانگیز که «خواب یک قلب بدون سایه» نام دارد، تجربه‌ای عمیق و درونی را روایت می‌کند که با بیدار شدن در ساعت ۱۱:۱۱ آغاز می‌شود و نمادی از گشودگی ناگهانی در لحظه‌ای مکاشفه‌آمیز است. نویسنده با اشاره به برخورد با زنی "با قلبی خالی" و تجربه‌ی تنهایی در کارگاه تانترا، به کاوش در عریان شدن از نقاب‌ها و آغوش کشیدن خویشتن می‌پردازد. این سفر درون…
  continue reading
 
«چشم‌هایی در پوست درخت» داستانی عمیق دربارهٔ حافظه پنهان جهان و ارتباط آن با طبیعت است. راوی در سکوت جنگل با درختی روبرو می‌شود که نماد خاطرات و عهدهای ناگفته است و «با دل دیدن» را کلید درک این حافظه می‌داند. درخت با حک شدن نمادها و تصاویر بر پوست خود، داستان عشق‌های فراموش‌شده و وعده‌های رهاشده را روایت می‌کند و نشان می‌دهد که هر درخت روحی دارد و …
  continue reading
 
این روایت عرفانی در ژوئیه ۲۰۲۵، در کنار مزاری کهنه و در دل طبیعت آرام آغاز می‌شود و داستان مردی را بازگو می‌کند که در آستانه غروب، حضور عظیمی را در سنگ مزار احساس می‌کند. او در مراقبه‌ای عمیق، خود را ریشه‌ای پیوندخورده با قلب یعقوب، پیرمردی سرشار از دانش و رنج می‌بیند. ناگهان، پرتوی طلایی از قبر می‌جهد و مغزی جوان و درخشان به سوی سر مرد می‌رود تا د…
  continue reading
 
این روایت، سفر درونی یک سوار تنها را در آستانه کوهی خاموش و در کنار کلبه‌ای ویران به تصویر می‌کشد. در این داستان، سوار نه تنها یک مکان فیزیکی، بلکه یک وضعیت وجودی را تجربه می‌کند که در آن، امید و پاداش بی‌اهمیت می‌شوند. با بازسازی کلبه و افروختن دوباره آتش، او نه تنها یک فضای فیزیکی را ترمیم می‌کند، بلکه امید و معنا را در دل ویرانی‌ها و تنهایی‌ها د…
  continue reading
 
این متن ادبی به نام «کوهی که بی‌چتر ایستاد» استعاره‌ای عمیق از ایستادگی در مواجهه با تنهایی و بی‌کسی ارائه می‌دهد. نویسنده، وضعیت کوهی تنها را به تصویر می‌کشد که پس از سال‌ها تجربه پناه ابرها و باران، اکنون بدون هیچ پناه بیرونی و در اوج نیاز، تنها مانده است. این لحظه مواجهه با خویشتن و حقیقت درونی، کوه را به تأملی عمیق وامی‌دارد که آیا این بی‌کسی س…
  continue reading
 
این متن روایتی استعاری از بی‌طرفی و بلوغ است که ماجرای جوانه‌زدن و از بین رفتن یک دانه شاهدانه را نقل می‌کند. باغبان داستان، نه علاقه‌ای به پرورش این گیاه دارد و نه با آن مخالف است؛ او صرفاً تماشاگر بی‌احساس و بی‌قضاوتی است که اجازه می‌دهد سرنوشت شاهدانه مسیر طبیعی خود را طی کند. این بی‌تفاوتی فعال، نه از سر بی‌مسئولیتی، بلکه نمادی از پذیرش بی‌قید …
  continue reading
 
این متن عرفانی، با استعاره از کوه، ابر و جویبار، به مفهوم رهایی و اتکا به خود می‌پردازد. کوه که نماد استواری و تنهایی همراه با زخم‌های کهنه است، سال‌ها به حضور ابر وابسته بود، ابری که سایه‌بان و آرام‌بخش او بود. اما با دور شدن ابر، کوه به درک جدایی و نیاز به ترمیم خود می‌رسد و جویبار نیز که ریشه‌اش در کوه است، مسیر مستقل خود را در پیش می‌گیرد. پیام…
  continue reading
 
این متن ادبی، که در آلمان و در آینده‌ای نزدیک اتفاق می‌افتد، داستان رویارویی یک مسافر شب با کوهی کهن و آسیب‌دیده را روایت می‌کند. کوه، نمادی از عظمت زخمی و تجربه، پس از یک زلزله و سونامی، در حال بازتعریف معنای قدرت است. مسافر، با فانوسی دو رنگ (زرد و سفید) و رویکردی متفاوت، به جای غلبه بر موانع، با احترام از تار عنکبوت عبور می‌کند. این عمل، نقطه‌ی …
  continue reading
 
این متن تصویری استعاری از مقاومت کوه در برابر بلایای طبیعی مانند زلزله و سونامی ارائه می‌دهد که نمادی از آینه صبر و پایداری است. در ابتدا، کوه پس از ویرانی احساس تنهایی و خشم می‌کند و تمایل به فروپاشی دارد. اما ندایی درونی به او یادآوری می‌کند که هنوز تمام نشده است، و همین امر باعث می‌شود تا با وجود زخم‌ها و اندوه، به ایستادگی ادامه دهد و درنهایت ا…
  continue reading
 
این متن، حکایتی عمیق و استعاری از دگرگونی پس از ویرانی است که کوهی زخمی را در آلمان به تصویر می‌کشد. پس از یک فاجعه طبیعی، کوه "دیگر آن کوه قدیم نبود"؛ قله‌اش شکسته و پایه‌هایش ویران شده بود، اما در درونش آتشی نهفته بود که هم ویرانگر بود و هم شفابخش. کوه با پذیرش این آتش درونی و رها کردن ترس، اجازه داد تا از "خاکستر و زخم‌هایش، منی نو پدید آید"، و …
  continue reading
 
این متن از «کوه زخم‌خورده: تزلزل و پذیرش»، تجربه‌ی فروریختنِ ناگهانی و عمیق یک کوه را روایت می‌کند. ابتدا، کوه در آرامش شبانه با زلزله‌ای سهمگین مواجه می‌شود که از عمیق‌ترین ریشه‌هایش آغاز شده و آن را از درون متلاشی می‌کند. این مصیبت با سونامی عظیمی دنبال می‌شود که پایه‌های کوه را می‌شوید و تصور کوه از پایداری‌اش را در هم می‌شکند. در نهایت، کوه با …
  continue reading
 
این متن توصیف‌کننده‌ی مکاشفه‌ی درونی یک کوه است که از سکون و تکرار وجود خود خسته شده. کوه که آتشی خاموش در دل دارد، با عناصر کیهانی مانند ستارگان، کهکشان‌ها، سیاه‌چاله‌ها و ماده‌ی تاریک گفت‌وگو می‌کند تا معنای وجود و رنج خود را دریابد. هر یک از این عناصر، دیدگاهی درباره‌ی سفر بی‌پایان هستی، تعادل میان عظمت و تنهایی و پذیرش تحول ارائه می‌دهند. در نه…
  continue reading
 
این متن، داستانی تمثیلی از کوهی تنها در میان کوه‌های آلمان است که از ثابت ماندن و «کوه بودن» خود خسته شده و آرزوی حرکت و آزادیِ باد، رود و دریا را دارد. اما در مکالمه‌ای با این عناصر، کوه درمی‌یابد که حضور بی‌ادعای او، همان ایستادگی‌اش، به باد سرگردان معنای سرزمین، به رود مسیر حرکت، و به دریا افق دید می‌بخشد. پیام اصلی این حکایت این است که هر موجود…
  continue reading
 
این قطعه ادبی عمیق، تصویری استعاری از اقیانوس بی‌پایان به عنوان نمادی از هستی و بی‌کرانگی را ترسیم می‌کند. رودهای بی‌شمار در این تمثیل، اشاره به تجربیات و روابط متعددی دارند که هر فرد در مسیر زندگی خود تجربه می‌کند، از جمله عشق، خیانت، ترس، و امید که همگی در نهایت به سوی اقیانوس (هستی) جاری می‌شوند. در این میان، قایقران نماد انسان تنها و سرگردانی ا…
  continue reading
 
این منبع داستانی تمثیلی درباره درختی کهنسال است که نمادی از پایداری و استقامت در برابر طوفانی فریبنده و ویرانگر محسوب می‌شود. در ابتدا، طوفان با ظاهری آرام و دلربا قصد فریب درخت و جدایی ریشه‌هایش از خاک را دارد، اما در نهایت چهره واقعی و خشن خود را آشکار می‌کند. با این حال، ریشه‌های عمیق درخت در "مادر زمین" و اتصال شاخه‌هایش به "آسمان کائنات"، که ن…
  continue reading
 
این متن ادبی و تمثیلی، حکایت درختی باستانی را روایت می‌کند که در مکانی نزدیک آرامگاه دانایی کهن در آلمان قرار دارد و نگهبان رازها است. هرکس که به سایه این درخت می‌آید، باید با داستان یا زخمی از خود بیاید، چرا که این مکان نمادی از حلقه حقیقت است که تنها با صداقت می‌توان در آن قدم نهاد. مسافری خسته و امیدوار با پیراهنی از نور به این درخت می‌رسد و درس…
  continue reading
 
این داستان تمثیلی، به نام «درختی با در همیشه باز»، درباره اهمیت صداقت و اصالت در روابط انسانی است. درخت نمادی از مکانی امن و پذیراست که تنها با کلید حقیقت گشوده می‌شود. مسافری که با کوله‌باری از رازها و ترس از قضاوت می‌آید، باید تصمیم بگیرد که آیا می‌تواند بدون نقاب، با گذشته و زخم‌هایش، وارد این فضای امن شود. پیام اصلی داستان این است که پناه واقعی…
  continue reading
 
این داستان تمثیلی در سرزمینی خیالی، روایتگر سفر «بذر سرخ» است که به «درخت دوگانگی» با دو تنهٔ متضاد – یکی رو به خورشید و دیگری رو به سایه – می‌رسد. بذر سرخ که نمادی از تمنای وصال و بیداری است، در تلاش برای یافتن جایگاهی، میان این دو تنه در نوسان است و تجربه می‌کند که چسبیدن به هر یک به تنهایی، سوزاننده یا منجمدکننده است. نقطهٔ عطف داستان، پدید آمدن…
  continue reading
 
این متن به تجربه‌ی عمیق و دردناکی از فروپاشی درونی می‌پردازد که نه تنها جسم، بلکه کل هستی نویسنده را تحت تاثیر قرار داده است. نویسنده با توصیف ضرب و شتمی که سال‌ها پیش تجربه کرده، از ترک برداشتن "ستون وجودش" سخن می‌گوید که در ابتدا نادیده گرفته شد اما اکنون، در نقطه‌ای از آرامش نسبی، خود را آشکار کرده است. این "گرانیگاه شکسته" فراتر از یک آسیب فیزی…
  continue reading
 
این متن عمیق و شاعرانه، با عنوان «چشم خاموش زمین»، تجربه‌ای تحول‌برانگیز و درونی را در مکانی آرام در آلمان به تصویر می‌کشد. راوی که در سکوت و تنهایی نشسته است، ناگهان شاهد پدیدار شدن «دهانه‌ای» مرموز میان پاهایش می‌شود؛ این دهانه نه چشم ظاهری است و نه عضوی مادی، بلکه «چشم زمین» یا «حفره‌ای به‌سیاهی رحم جهان» است که به جای دیدن، «می‌فهمد» و در پایین…
  continue reading
 
این روایت دلنشین، تجربهٔ شخصی نویسنده را در فرانکفورت به تصویر می‌کشد که در آن، لحظه‌ای از آرامش تابستانی با مشاهدهٔ کبوتر گرفتاری در هم می‌آمیزد. نویسنده با دیدن تقلا و درماندگی پرنده، نمی‌تواند بی‌تفاوت بماند و با تلاشی دلسوزانه آن را آزاد می‌کند. این عمل نجات‌بخش، نه تنها به رهایی کبوتر می‌انجامد، بلکه درسی عمیق دربارهٔ ماهیت حقیقی آزادی به او م…
  continue reading
 
این داستان شاعرانه، "بالکن مقدس"، روایتگر تحول یک بالکن عادی به مکانی شمنی است. مردی که در این بالکن زندگی می‌کند، با گل‌ها و پرندگان ارتباطی عمیق برقرار کرده و ناخواسته این فضا را به هوگانی (کلبه شمنی) در مرز جهان‌های بالا و پایین تبدیل می‌کند. ظاهر شدن سه پَر سیاه در خاک بالکن، نشانه‌ای کلیدی است که سه مسیر رؤیا (مرگ، بیداری، یا بازگشت به اصل) را…
  continue reading
 
این متن به تجربه‌ای عرفانی می‌پردازد که در آن فرد پس از یک تماس جسمی در تنهایی عمیقی فرو می‌رود. او در این حالت، رؤیتی باستانی از خود را مشاهده می‌کند که نه کاملاً خود اوست و نه دیگری، بلکه «سایهٔ ناظر» در مرز هستی و نیستی است. در این رؤیت، فرد گویی نورانی را در دستان خود می‌بیند که در تفاسیر مختلفی از کابالا ("بنیاد نور") و شمنیسم ("تخم رؤیای تولد…
  continue reading
 
این متن، با عنوان «سه‌چشم در سایه معبد»، تجربه‌ای عمیق و عارفانه را از سه دیدگاه روایت می‌کند: چشم، یعقوب، و بابک (تو). این سه موجود در مکانی مقدس ("معبد یعقوب") با یکدیگر پیوند می‌خورند و ادغام نور، خاک و آگاهی را تجربه می‌کنند، که به بیداری درونی شخصیت «تو» و نیت رهایی منجر می‌شود. متن بر مفاهیمی چون شناخت خود از طریق دیگری، بیداری معنوی، و بال‌ه…
  continue reading
 
این نوشته یک روایت عمیق و شخصی است از دیداری در آرامگاه یعقوب در آلمان، جایی که راوی با آگاهی گیاهی و حضور درختان ارتباط برقرار می‌کند. نویسنده با استفاده از نمادهای شمنیستی، کابالا، و صوفیانه به مفاهیم مرگ، زندگی پس از مرگ، و بیداری درونی می‌پردازد. این دیدار نه صرفاً یادبود یک عزیز، بلکه تجربه‌ای برای شنیدن صدای او در طبیعت و دیدن بازتاب خود در آ…
  continue reading
 
این نوشته عرفانی با عنوان «کبوترها و پرنده شب»، تجربه‌ای عمیق و آرام را در بالکنی زیر آفتاب توصیف می‌کند، جایی که راوی در سکوت و حضور صرف به درک مهمی می‌رسد. با ظاهر شدن پرنده‌ای کوچک و سپس گروهی کبوتر، بدون نیاز به دانه یا صدا، پیام اصلی آشکار می‌شود: موجودات، لحظات، و حتی عشق‌ها به سمت کسانی کشیده می‌شوند که آرامش حضور را متجلی می‌کنند، نه به خاط…
  continue reading
 
این بخش از "سنگ حیرانی، چشمه خاموش" خاطره‌ای است از لحظه‌ای عمیق در تنهایی در طبیعت شمال ایران. نویسنده، که آن زمان با نام بهلول مست و شیدا شناخته می‌شد، بر سنگی در کنار چشمه‌ای خاموش نشسته و در سکوت به تأمل درباره پرسش‌های بنیادین زندگی می‌پردازد، سوالاتی درباره سرگردانی انسان، خاموشی عشق در قلب‌ها، و دشواری ابراز دوست داشتن. او ده سال بعد، در سال…
  continue reading
 
این نوشته با عنوان «مثلثی در مه: زن و سه مرد» در ششم ژوئن ۲۰۲۵ در مکانی در آلمان اتفاق می‌افتد. داستان حول محور زنی در ساحلی مه‌آلود می‌چرخد که با سه مرد مواجه می‌شود، هر یک با ویژگی‌ها و گذشته‌ای متمایز؛ یکی نماد آزادی، دیگری نماینده عرف و گذشته‌ی دردناک، و سومی تجسم انتظار و دردهای پنهان. زن در مواجهه با این سه، نه بر اساس عقل یا احساس، بلکه از ط…
  continue reading
 
Loading …

راهنمای مرجع سریع

در حین کاوش به این نمایش گوش دهید
پخش