Hossein Abbasi عمومی
[search 0]

برنامه را دانلود کنید!

show episodes
 
ك
كتيبه

1
كتيبه

Hossein Abbasi

Unsubscribe
Unsubscribe
ماهیانه+
 
حسين عباسي هستم در اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد: irpdonline@gmail.com . قطعات كوچكتر و توضيحات بيشتر را در كانال تلگرام من به آدرس زير بيابيد. https://t.me/kateebehha
 
Loading …
show series
 
در ابتدای این قطعه، روایت ساختن مسجد جامع بخارا گفته می شود که توسط قتیبه به سال 94 بنا شد. در ابتدا مسلمانان بخارا که عربی نمی دانسته اند، نماز را به فارسی می خوانده اند. همچنین، قتیبه برای اینکه مردم را به نماز خواندن تشویق کند، به هر کس که در نماز جمعه حاضر می شد، دو درهم می داد. نتیجه این شده بود که تهیدستان به اسلام گرویده بودند ولی توانگران ک…
 
در این قطعه داستان فتح بخارا به دست اعراب نقل می شود. در سال پنجاه و سه هجری، عبیدالله زیاد، به فرمان معاویه به خراسان می رود و از رود جیحون می گدرد و شهرهای آن نواحی، از جمله بیکند و رامیتن و بخارا، را پس از جنگهای بسیار فتح می کند و اموال فراوان می یابد و هزاران برده می گیرد و با خود می برد. پادشاه بخارا در آن زمان زنی بود که از او با عنوان "خاتو…
 
در این قطعه شرحی داده می شود از بنای شمس آباد که زمینی بزرگ و محصور بوده است که در آن شمس الملک، شاه بخارا، عمارتهای خوش ساخته بود و چراگاهی داشت که در آن حیواناتی چون گوزن و آهو و روباه و خوک رها شده بودند. این بنا برای سالها دارُالملک بخارا بوده است. بعد روایت گروهی بازرگان به نام آل کشکثه ذکر می شود که بعد از ورود اعراب به بخارا خانه های خود را …
 
در این قطعه شرحی داده می شود از نوعی پارچه که در بخارا بافته می شد و بسیار گرانبها بود. بعد به شرح "بازار ماخ" پرداخته می شود که سالی دو بار برپا می شد و در آن بت می فروختند. گفته می شود که در قدیم هرکسی بتی می خریده و به خانه می برده و هر وقت گم می شد یا می شکست، بتی جدید به جای آن می خرید! همچنین، شرحی داده می شود از اسامی مختلفی که بخارا داشته ا…
 
در این قسمت روستاها و شهرهای اطراف بخارا توصیف می شوند، شامل کرمینه، نور، اسکجکت، شرغ، زندنه، وردانه، افشنه، برکد، رامیتن، برخشه، بیکند، و فرب این بخش اطلاعات ذی قیمتی در مورد ساختار شهرهای آن دوران دارد. به عنوان نمونه به داشتن مسجد جامع توجه می شود و به داشتن بازار. نرشخی ذکر می کند که در بسیاری از این نواحی بازارها در فواصل زمانی هفتگی یا چند هف…
 
تاریخ بخارا نوشتۀ ابوبکر محمد نرشخی است. او این کتاب را در سال 323 یعنی در دوران حکومت نوح بن نصر، پنجمین امیر سامانی، به زبان عربی نوشت. احمد بن محمد قباوی، از اهالی بخارا در سال 522 هجری این کتاب را به زبان فارسی ترجمه کرد و در این ترجمه برخی از قسمتهای کتاب عربی را که "در کار نبود و نیز طبیعت را از خواندن آن ملالتی می افزود" حذف کرد. در سال 572 …
 
فصل در طبیعت زنان غزالی صفت زنان مختلف را بر خوی ده حیوان منطبق می کند و برای تمام آنها خواصی منفی بر می شمارد. در نهایت می گوید "اما آن زن که خصلت گوسفند دارد مبارک بود چون گوسفند که از همه چیزهای وی منفعت بود". در لزوم پارسایی زن حکایتهایی نقل می کند و ویژگیهای زن مطلوب را بر می شمارد از جمله آنکه "وقت طعام نگاه بدارد و هر چه شوی او را آرزو باشد …
 
باب هفتم: اندر یاد کردن زنان و نیک و بد ایشان غزالی مجموعه ای از نظرات حکمای آن دوران در بارۀ زنان را می آورد. همانطور که انتظار می رود، بیشتر این نظرات در مورد زنان مثبت نیست. البته حکایاتی هم هستند از زنان "با رای و تدبیر" که به شوهرانشان مشورت خوب می دهند. ولی بیشتر حکایات و نظرات چنین نیستند. از دید غزالی، خدا زنان را به دلیل اینکه "اندر بهشت ح…
 
باب ششم: در صفت خِرَد و خردمندان گوید. غزالی گفته ها و حکایات فراوانی در تحسین خرد و خردمندی می آورد. آن را برتر از دانش می شمارد. می گوید "علم آنست که بدانی که چه باید کردن و خرد آنست که چون بدانستی، کار بندی". خرد را اولِ ایمان و میانۀ ایمان و آخر ایمان می داند و روشنایی خرد را جدا کنندۀ نیک از بد و دروغ از راست می شمارد. البته در این میان حکایات…
 
این قطعه ادامۀ سخنان و روایتهای حکیمانه است. در این میان، گاهی تعاریف مفاهیم اخلاقی چون رضا و صبر و حلم و حشمت و شجاعت و ... را تعریف می کند. گاهی پندهایی از بزرگان می دهد و گاهی توصیه به انجام کارهایی و پرهیز از کارهای دیگر می کند. می گوید "بزرجمهر را پرسیدند چیست آنکه هر چند راست بود، نشاید گفتن که زشت بود؟ گفت خویشتن را ستودن".…
 
باب پنجم: در حکمتهای دانایان غزالی مجموعه ای از حکایتها و پندها و توصیه های اخلاقی را به عنوان "حکمت" می آورد. برخی از نکات بسیار حکیمانه است: "بزرجمهر را پرسیدند که کدام عز است که با ذلّ پیوسته. گفت آن که با خدمت سلطان است". گاهی هم آنچه تحت عنوان حکمت عنوان شده است، چندان حکیمانه به نظر نمی رسد، و بیشتر منعکس کننده دانش آن زمان از وقایع است. حکمت…
 
غزالی در ادامۀ شرح "همت پادشاهان" حکایاتی چند نقل می کند. در بیشتر این حکایات، سخن از سخاوتمندی و بذل و بخشش پادشاهان و وزیران نام آور می رود. ارقامی که ذکر می کند، به نظر اغراق شده می آید. مثلاً صحبت از بخشش صد هزار درهم به بنده ای است. با توجه به اینکه هدیه ها به افراد صاحب نام و عنوان در دربار سلاطین در آن دوران در حدود 5 و هزار درهم بوده است، ر…
 
باب سوم:در دبیری و آداب دبیران. غزالی به طور مبسوط به شرح مقام قلم می پردازد و از آیات و روایات کمک می گیرد تا این مقام را توصیف کند. برای دبیران فهرستی بلند از داانشها که باید بدانند بر می شمارد؛ ولی وقتی به جزئیات می رسد بیش از هر چیزی در هنر قلم تراشیدن و اینکه "کدام حرف کشیده باید نبشت و کدام گرد و پیوسته باید نوشت" سخنسرایی می کند و حکایات و ر…
 
باب دوم: در سیاست وزارت و سیرت وزیران. غزالی داشتن دستور (=وزیر) با کفایت را از الزامات اساسی پادشاهی می داند: " هیچ ملکی بی دستور روزگار نتواند گذاشتن". و در مورد شرایط وزیر و شیوۀ رفتار او و نیز رفتار پادشاه با وزیر توصیه های چندی می کند. او به روشنی بر این نکته تاکید می کند که بدون وزیری کاردان که امورات را بگرداند و در صورت لزوم پادشاه را از تص…
 
غزالی حکایتهای دیگری در باب پادشاهی می گوید. تاکید بر اینکه حاکم باید عادل باشد در این حکایتها غالب است. داستانهایی از "ملوک عجم" که بار عام می داده اند و گاهی مردم می توانسته اند بی واسطه به آنها دسترسی داشته باشند ذکر می شود. داستانی که شاه ایران در ابتدای بار دادن خود در مقابل موبد موبدان می نشسته و از او می خواسته به شکایات مردم از او رسیدگی کن…
 
غزالی حکایاتی دیگر در باب پادشاهی ذکر می کند که ترکیبی است از حکایات قابل قبول و حکایاتی که چندان معقول به نظر نمی رسند. به "آسان حجابی" توصیه می کند که به معنای دسترسی آسان رعیت به پادشاه است. همچنین از "بیدار بودن اندر کارها می گوید" ولی مثالی که می زند غیر واقعی به نظر می رسد "اردشیر چنان بیدار بود اندر کارها که چون ندیمان او بیامدی گفتی تو دوش …
 
غزالی در ادامۀ حکایت گویی، داستانهایی چند از انوشیروان و خلفای راشدین ذکر می کند. بحث اصلی در این حکایتها این است که عدل حاکم موجب رونق و رفاه می شود و ظلم حاکم باعث ویرانی. در میانۀ بحث رشتۀ سخن به جاهای دیگر هم کشیده می شود. مثلاٌ ذکر می کند که پادشاه باید مراقب جان خود باشد چرا که "جانها به جان وی باز بسته است و صلاح رعیت اندر زندگانی وی است". م…
 
غزالی میان ویژگیهایی که برای سلطان خوب می شمرد، به عدل اشاره می کند ولی در میان بحث گاهی سخنش به حوزه های دیگر کشیده می شود که بسیار با مفهوم عدلی که معرفی می کند فاصله دارد. از زمانۀ خود می نالد که "این خلق امروز نه آن خلقند که پیشتر بودند بلکه زمانۀ بیشرمان است و بی ادبان و بی رحمان". و بر همین اساس می گوید که سلطان باید قوی باشد چرا که "جور سلطا…
 
غزالی در ادامۀ نصایح خود به امیران به نقل حکایتهایی دیگر از رفتار امیران مشهوری چون انوشیروان و عمر بن خطاب و عمر بن عبدالعزیز و اسماعیل سامانی می پردازد که در آنها این امیران به عنوان امیرانی عادل که حق رعیت را مراعات می کرده اند و از درازدستی عمالانشان جلوگیری می کرده اند، یاد شده است. بسیاری از این حکایتها به صورتی که در اینجا نقل شده است نمی تو…
 
غزالی در این قطعه از ملوک "کافر" از جمله انوشیروان یاد می کند که "بعدل جهان آبادان کرد". هشدار می دهد که اگر جور و ستم روا باشد، "مردمان بگریزند و بولایت دیگر شوند و آبادانیها ویران شود و پادشاهی بنقصان افتد." ادعا می کند که رفتار مردم بیش از هر چیز دیگر شبیه رفتار ملوکشان است. اگر ملک اهل آباد کردن باشد، مردم به آبادانی روی می آورند و اگر ملک اهل …
 
اندر سیاست و عدل پادشاهان و سیرت ایشان و تاریخ هر یکی. غزالی معتقد است که "خدای تعالی دو گروه را برگزید و این دو گروه را بر دیگران فضل نهاد یکی پیغمبران را علیهم الصلوه و السلام و دیگر ملوک را". و می گوید کار ملوک این است که مردم را "از یکدیگر نگاه دارند". او سلطان را "ظل الله فی الارض" می داند و دارای "فره ایزدی" که از جانب خدا داده شده و بنا به آ…
 
چشمۀ دوم که آبشخور ایمان است: شناخت نفس بازپسین غزالی پنج مثال می آورد در توصیف این چشمه که آبشخور ایمان است و آن را "شناخت نفس بازپسین" یعنی مرگ می نامد. این مثالها همگی حکایت افرادی را روایت می کند که از مرگ غافل بوده اند و به دنیا و نعمتهای آن مشغول بوده اند و وقتی مرگ آنها را دریافته است، در حال غفلت مرده اند و دچار خسران ابدی شده اند. او هر گو…
 
امام محمد غزالی در ادامۀ شرح "اصول عدل و انصاف رعیت" متذکر می شود که حاکم به یاد داشته باشد که "وی رعیتست و دیگری والی و هر چه خود را نپسندد بر دیگران نپسندد". در اصل بعدی توصیه می کند که "انتظار ارباب حاجات بر درگاه حقیر نشناسد". و بعد به قناعت و مدارا با رعیت توصیه می کند. در انتها می گوید که موافقت رعیت باید با موافقت شرع همراه باشد و باید "رضای…
 
امام محمد غزالی حکایتی در باب اصل دوم (حریص بودن به دیدار علمای دیندار) می آورد و بعد به اصل سوم از اصول "شاخه های درخت ایمان" می پردازد که آنست که "ملک بدان قناعت نکند که خود ظلم روا ندارد، و لیکن غلامان و چاکران و نایبان خود را مهذب کند و به ظلم ایشان رضا ندهد". مهمترین دلیلی که غزالی برای این اصل می آورد بازخواست شدن در قیامت است. وقتی که این را…
 
امام محمد غزالی در این بخش به شرح "شاخه های درخت ایمان" می پردازد. در این قسمت به اصل اول می پردازد که از دید او این است که "قدر ولایت بداند و خطر آن نیز بداند". می گوید که خداوند ولایت بندگان را به حاکمان می دهد و اگر آنها عادل باشند بزرگترین ثواب است و اگر ظالم باشند بزرگترین گناه است. به طور مبسوطی به عذابهایی که حاکم جابر در آن دنیا خواهد دید م…
 
مقدمه و آغاز اصول اعتقاد امام محمد غزالی (متولد 450 هجری معادل 1058 میلادی) این کتاب را در اواخر عمر (از حوالی سالهای 1105) برای محمد بن ملکشاه سلجوقی (سلطنت در ساالهای 1105 تا 1118) نوشت. در این کتاب درصدد است که به سلطان سلجوقی نصایحی در بارۀ نحوۀ حکمرانی بدهد. در این قطعه، او اصول دهگانه ای را که "آغاز اصول اعتقاد که بیخ ایمان است" بیان می کند. …
 
شرح دیدار امیر محمود و قدرخان، امیر ترکستان. آمدن ترکان سلجوقی به ایران، شرح حمله به سومنات، فتح ری و اصفهان، مرگ امیر محمود و دوران کوتاه سلطنت امیر محمد
 
Loading …

راهنمای مرجع سریع

Google login Twitter login Classic login