show episodes
 
ممکنه تصورش سخت باشه که با خلق چند پیروپاتال از کارافتاده و وراج، یک نویسنده بتونه یک داستان جنایی بنویسه! اما ریچارد عثمان در «باشگاه قتل پنجشنبه» این کار را کرده! در این داستان، ماجرای چهار شخصیت عجیب و غریب روایت می‌شود که هفته‌ای یک بار در اتاقی گرد هم می‌آیند تا درباه‌ی قتل و جنایت صحبت کنند. این ماجرا ادامه دارد تا اینکه در دهکده ی خود آنها کسی به قتل می رسد و بعد قتل دیگری رخ می دهد. اعضای این باشگاه تخصص و انرژیشان را به کار می گیرند تا به دو بازرس جوان به نام های دانا و کریس در به د ...
 
پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری کاری است از شبکه خبری صنعت مرغداری و دامپروری ایران - ITPNews این برنامه به مسائل و مباحث و اخبار های مطرح شده در صنعت مرغداری و دامپروری ایران و جهان می پردازد. پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری این صنعت و مدیران و اتفاقات آن را تحلیل و بررسی می کند و در یک فضای دوستانه و منتقدانه با آنها به بررسی مشکلات صنعت می پردازد. کانال تلگرامی ما در آدرس @itp_itpnews قابل دسترس خواهد بود. برای کمک به ما می توانید فایل، تصویر و صوت خود را به شماره تلگرامی ما ...
 
از نیازهای تغذیه‌ای انسان به چگونگی تشکیل صنعت خوراک دام، طیور و آبزیان می‌رسیم. یک کارخانه خوراک را با نگاه دقیق و عملکرد تک تک دستگاه‌ها بررسی ‌می‌کنیم و از عواملی می‌گوییم که در تهیه خوراک فرآوری شده تأثیر گذارند. خوراکی که هم با کیفیت باشد و هم به صرفه
 
دغدغه ایران، پادکست معرفی کتاب، تحلیل اجتماعی و روایت صوتی نوشتارهای محمد فاضلی است. محمد فاضلی، مدرس دانشگاه شهید بهشتی و نویسنده کانال دغدغه ایران در تلگرام است. این پادکست درباره مسائل، راهکارهای توسعه ایران است و دوشنبه هر هفته منتشر می‌شود
 
Loading …
show series
 
پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری کاری است از شبکه خبری صنعت مرغداری و دامپروری ایران - ITPNews این برنامه به مسائل و مباحث و اخبار های مطرح شده در صنعت مرغداری و دامپروری ایران و جهان می پردازد.پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری این صنعت و مدیران و اتفاقات آن را تحلیل و بررسی می کند و در یک فضای دوستانه و منتقدانه با آنها به بررسی مشکلات …
 
وکیل نگاهش را بین کریس و دونا میچرخونه و می پرسد: «آیا من چیزی را از دست داده ام؟ واقعاً احساس می کنم چیزی را از دست داده ام. آیا به او اجازه می دهید آزادانه برود؟ میتونم بپرسم چرا؟» دانا مستقیم در چشمان او نگاه می کند و میگه: «نظری ندارم.» بعد از در بیرون می رود. کریس به وکیل نگاه می کند و شانه هاش را بالا می اندازد. ادامه ... --- Support this pod…
 
این خلاصه ماجرا بود؛ همین. لازم هم نیست شلوغ کنید یا با دهن باز و چشم های گشاد شده به من زل بزنید.» الیزابت داستانش را تمام می کند و روی صندلی می نشیند. برای لحظه ای تنها صدای مانیتور قلب ابراهیم در اتاق به گوش می رسه. ابراهیم در حالی که خودش را روی تخت بیمارستان بالا می‌کشه، می‌گوید: «اما الماسها؟» الیزابت می گوید: «خوب؟» ران، در طول شنیدن داستان …
 
اپیزود چهل‌وچهارم پادکست دغدغه ایران تورم و اخلاق آندرو جکسون وایت در کتاب «تورم و اخلاق: کتابی برای همه درباره‌ی یک تجربه تاریخی» بر اساس تجربه انتشار پول کاغذی بی‌پشتوانه در فرانسه سال‌های 1789 تا 1799 نشان می‌دهد که خلق نقدینگی توسط حکومت در مقیاس‌های خارج از قواعد اقتصاد و در نظر نگرفتن قوانین حاکم بر پدیده‌های اقتصادی، چگونه به فاجعه برای اقتص…
 
وزنامه نگار می گه: «برای این مقاله، قصد داشتیم شما را به عنوان یک "تاجر" معرفی کنیم. به نظرتون مناسبه؟ من همه چیز را در مورد شما خواندم - خدمات بیمه خصوصی، این بود؟ البته نمی دانم که این عنوان مردم را گیج می کند یا نه؟ «تاجر» معمولاً عنوان مناسبتری هست، اگر زن بودید، می تونستیم بگیم «مادر کارآفرین». گاهی اوقات هم که چیزی پیدا نمیکنیم می گوییم "وارث…
 
اپیزود چهل‌وسوم پادکست دغدغه ایران برنامه‌ریزی و توسعه در ایران – روایت جورج بالدوین – قسمت سوم جورج بندیکت بالدوین مدیر اولین گروه مشاوران هاروارد بود که در سال 1338 برای برنامه‌ریزی توسعه وارد ایران شدند و تا سال 1341 در ایران کار کرد. کتاب «برنامه‌ریزی و توسعه در ایران» اثر وی برای نشان دادن دشواری‌های برنامه‌ریزی توسعه در ایران است و روایتی عمی…
 
پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری کاری است از شبکه خبری صنعت مرغداری و دامپروری ایران - ITPNews این برنامه به مسائل و مباحث و اخبار های مطرح شده در صنعت مرغداری و دامپروری ایران و جهان می پردازد.پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری این صنعت و مدیران و اتفاقات آن را تحلیل و بررسی می کند و در یک فضای دوستانه و منتقدانه با آنها به بررسی مشکلات …
 
شاید رایان برد تربیت سختی داشته است؟ شاید پدرش رفته یا مادرش رفته است، یا هر دوی آنها رفته اند، یا او به مواد مخدر وابسته است، یا مورد آزار و اذیت قرار گرفته است، یا با او سازگاری ندارد. شاید همه این چیزها درست باشد، و شاید جاهایی وجود دارد که رایان برد ممکن است پیدا کند. یک شنوایی دلسوزانه اما او یکی را پیدا نمی کند ادامه ... --- Support this podc…
 
"پس تو به من کمک می کنی؟" تعدادی از نیروها را در اطراف بسیج کنید؟ آنها را نسبت به خطرات غریبه هوشیار نگه دارید، اما به آنها نگویید چرا؟ من فقط تا زمانی که این موضوع خودش را حل کند اینجا خواهم بود.» داگلاس، تو هیچ انگیزه ای نداری که به من جوابی صادقانه بدهی، اما همین که پرسیدم، آیا تو الماس ها را دزدیدی؟ "البته که کردم عزیزم. فقط آنجا نشسته بودند. ن…
 
پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری کاری است از شبکه خبری صنعت مرغداری و دامپروری ایران - ITPNews این برنامه به مسائل و مباحث و اخبار های مطرح شده در صنعت مرغداری و دامپروری ایران و جهان می پردازد.پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری این صنعت و مدیران و اتفاقات آن را تحلیل و بررسی می کند و در یک فضای دوستانه و منتقدانه با آنها به بررسی مشکلات …
 
اپیزود چهل‌ودوم پادکست دغدغه ایران برنامه‌ریزی و توسعه در ایران – روایت جورج بالدوین – قسمت دوم جورج بندیکت بالدوین مدیر اولین گروه مشاوران هاروارد بود که در سال 1338 برای برنامه‌ریزی توسعه وارد ایران شدند و تا سال 1341 در ایران کار کرد. کتاب «برنامه‌ریزی و توسعه در ایران» اثر وی برای نشان دادن دشواری‌های برنامه‌ریزی توسعه در ایران است و روایتی عمی…
 
کریس سری به الیزابت تکان می دهد، سپس روی تخت نشسته و به ابراهیم نگاه می کند. رفیق، اگر چیزی هست که به یاد بیاوری، اصلاً چیزی، پس همه چیز به ما کمک می کند. می‌دانم که باید تاری باشد، اما حتی یک جزئیات کوچک.» جویس می گوید: «فقط اگر بتوانید. ابراهیم دوباره سر تکان می دهد و به آرامی با مکثی که درد زیاد می شود شروع به صحبت می کند. من چیز زیادی به یاد ند…
 
پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری کاری است از شبکه خبری صنعت مرغداری و دامپروری ایران - ITPNews این برنامه به مسائل و مباحث و اخبار های مطرح شده در صنعت مرغداری و دامپروری ایران و جهان می پردازد.پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری این صنعت و مدیران و اتفاقات آن را تحلیل و بررسی می کند و در یک فضای دوستانه و منتقدانه با آنها به بررسی مشکلات …
 
دوچرخه ورزشی یک اثر هنری است، پر از صفحه و دکمه برای افزایش مقاومت، تکرار زمین تپه ای، اندازه گیری ضربان قلب، اندازه گیری مسافت طی شده، زمان سپری شده و کالری سوزانده شده است. کریس اکثر نمایشگرها را خاموش کرده است. مانیتور ضربان قلب وحشتناک بود. کریس اعدادی را دیده بود که مطمئناً نمی توانستند درست باشند. کالری شمار از همه بدتر بود. شش مایل دوچرخه سو…
 
داگلاس میگوید: «مدتی بود که دنبال این پسره مارتین لومکس بودیم. یه خانه قدیمی و دوست‌داشتنی، پول فراوان و کلی مدارک لازم برای اثبات اینکه نشان بده این چیزها از کجا آمده. بچه های مالی نتوانستند چیزی ازش پیدا کنند. اما وقتی میدونی میدونی، مگه نه؟ الیزابت موافق است. داگلاس ادامه می دهد و می گوید: «24 ساعت شبانه روز همه جور آدمی به خانه او رفت و آمد داش…
 
پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری کاری است از شبکه خبری صنعت مرغداری و دامپروری ایران - ITPNews این برنامه به مسائل و مباحث و اخبار های مطرح شده در صنعت مرغداری و دامپروری ایران و جهان می پردازد.پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری این صنعت و مدیران و اتفاقات آن را تحلیل و بررسی می کند و در یک فضای دوستانه و منتقدانه با آنها به بررسی مشکلات …
 
او یک کتابفروشی مستقل و دوست‌داشتنی پیدا می‌کند که در آن هیچ کس بدش نمی‌آید اگر یک ساعت روی صندلی راحتی بنشینید و مطالعه کنید. البته کتابی را که می خواند می خرد. اسمش «شما» است و درباره یک روان پریش به نام جو است که ابراهیم با او همدردی زیادی دارد. او سه کتاب دیگر هم می‌خرد، زیرا می‌خواهد هفته بعد که برمی‌گردد، کتابفروشی همچنان اینجا باشد. پشت آن ت…
 
در باز می شود، و او چهره ای بسیار آشنا را می بیند. این مارکوس کارمایکل نیست، چطور ممکن است باشد؟ اما مطمئناً این کسی است که نام مارکوس کارمایکل را می‌داند. و کسی است که می داند که این نام توجه او را جلب می کند. و معلوم شد که، بله، الیزابت حق داشت که نگران باشد. مرد خوش تیپ و برنزه است، تارهای موی خاکستری هنوز هم دلیرانه از جای خودشان تکان نخورده ان…
 
اپیزود چهل‌ویکم پادکست دغدغه ایران برنامه‌ریزی و توسعه در ایران – روایت جورج بالدوین – قسمت اول جورج بندیکت بالدوین مدیر اولین گروه مشاوران هاروارد بود که در سال 1338 برای برنامه‌ریزی توسعه وارد ایران شدند و تا سال 1341 در ایران کار کرد. کتاب «برنامه‌ریزی و توسعه در ایران» اثر وی برای نشان دادن دشواری‌های برنامه‌ریزی توسعه در ایران است و روایتی عمی…
 
اپیزود چهلم پادکست دغدغه ایران دلار خیس یا دلار خشک: ارزیابی انتقادی کم‌آبی در ایران دائم از بحران آب، مسأله آب و کم‌آبی ایران سخن گفته می‌شود، اما ایران به چه معنا کم‌آب است؟ رویکرد مناسب برای تعریف کم‌آبی ایران چیست؟ رویکرد اقتصادی به کم‌آبی ایران چه نتایجی را نشان می‌دهد؟ آیا ایران می‌تواند پذیرای 150 میلیون نفر جمعیت باشد؟ این‌ها سؤالاتی است که…
 
پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری کاری است از شبکه خبری صنعت مرغداری و دامپروری ایران - ITPNews این برنامه به مسائل و مباحث و اخبار های مطرح شده در صنعت مرغداری و دامپروری ایران و جهان می پردازد.پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری این صنعت و مدیران و اتفاقات آن را تحلیل و بررسی می کند و در یک فضای دوستانه و منتقدانه با آنها به بررسی مشکلات …
 
ای کاش دوباره اتفاق هیجان انگیزی رخ می داد. برام مهم نیست چی باشد. شاید یک آتش سوزی، اما جایی که هیچ کس آسیب نبیند. فقط شعله های آتش باشه و ماشین های آتش نشانی. همه می‌توانیم با فلاسکی چای در دست به تماشا بایستیم و ران می‌تواند توصیه هایی به آتش‌نشان‌ها بکند. یا یک رابطه عاشقانه مخفی، که فکر کنم خیلی سرگرم کننده باشه. ترجیحاً برای خودم اتفاق بیافتد…
 
کانی جانسون فروشنده مواد مخدر محلی دوست داشتنی آنها بود. خب، کانی این روزها بیشتر یک عمده فروش بود. برادران آنتونیو اهل سنت لئوناردز چندین سال تجارت محلی مواد مخدر را کنترل کرده بودند، اما حدود یک سال پیش ناپدید شده بودند و کانی جانسون پا پیش گذاشت. اینکه آیا او تنها یک عمده فروش مواد مخدر بود یا اینکه یک قاتل هم بود، جای سوال بود، اما در هر صورت، …
 
اپیزود سی‌ونهم پادکست دغدغه ایران آمریکایی‌ها در ایران: روایتی از حکومت ساخت‌وسازی آرتور میلسپو برای بار دوم در سال 1321 راهی ایران شد تا پانزده سال بعد از مأموریت اولش، باز هم به کار ساماندهی مالیه ایران مشغول شود. این بار مأموریت او دو سال به طول انجامید و سال 1323 ایران را ترک کرد. کتاب «آمریکایی‌های در ایران» با ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، نتیج…
 
اپیزود سی‌وهشتم پادکست دغدغه ایران آمریکایی‌ها در ایران: رضاشاه به روایت آرتور میلسپو آرتور میلسپو برای بار دوم در سال 1321 راهی ایران شد تا پانزده سال بعد از مأموریت اولش، باز هم به کار ساماندهی مالیه ایران مشغول شود. این بار مأموریت او دو سال به طول انجامید و سال 1323 ایران را ترک کرد. کتاب «آمریکایی‌های در ایران» با ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، گ…
 
نامه توسط دست نامرئی زیر درب الیزابت انداخته شده است. «الیزابت عزیز، فکر می کنم منو یادت هست؟ شاید یادت نیاد، اما بدون اغراق، تصور می کنم ممکنه در یادت مونده باشم. زندگی یک بار دیگر جادوی خود را به نمایش گذاشته است، و این هفته با ورود به آنجا متوجه شدم که حالا همسایه هستیم. عجب رفیقی هستم من! حتماً داری به این فکر می کنی که این روزها اجازه می دهند …
 
پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری کاری است از شبکه خبری صنعت مرغداری و دامپروری ایران - ITPNews این برنامه به مسائل و مباحث و اخبار های مطرح شده در صنعت مرغداری و دامپروری ایران و جهان می پردازد.پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری این صنعت و مدیران و اتفاقات آن را تحلیل و بررسی می کند و در یک فضای دوستانه و منتقدانه با آنها به بررسی مشکلات …
 
بخشید که مدتی ننوشتم، اینجا خیلی شلوغ بود. ولی الان که دارم کیک انگورفرنگی آماده می کنم فکر کردم چند مورد هست که بخواهید بدانید. --- Support this podcast: https://anchor.fm/thethursdaymurderclub/support
 
اپیزود سی‌وهفتم پادکست دغدغه ایران زاینده‌رود چگونه خشکید؟ رودخانه زاینده‌رود نماد سرزندگی، حیات و شادابی فلات مرکزی ایران، رگ حیاتی اصفهان و بخشی از هویت اقلیمی و تمدنی ایران، سال‌هاست که با مسأله کم‌آبی و خشکیدگی دست به گریبان است. خشکیدگی زاینده‌رود را باید در تاریخ تحولات اقلیمی، توسعه‌ای، مصرف آب و نوع مواجهه حکمرانی آب و بهره‌برداران از آن عل…
 
دیروقت است و الیزابت بیرون است، ولی باگدن و استیون متوجه نیستند. باگدن همان طور که فکر می کند، لب پایینش را از یک طرف بیرون داده است. روی میز میزند و به حرکت درست فکر می کند. روبه رو به استیون خیره می شود و بعد به صفحه شطرنج برمی گردد. این مرد چطور این گونه بازی می کند؟ اگر باگدن خیلی خیلی دقت نکند، میبازد. باگدن خاطرش نیست آخرین بار کی باخته است. …
 
آقای هادسن، می گویید پسرم سال ۲۰۰۰ به قبرس بازگشته است. مدرکی هم دال بر این دارید. لازم است بگویم که من نه آن موقع او را دیدم و نه بعد از آن. حتی یک بار هم نه. من پسرم را ندیده ام، هیچ نامه یا تماس تلفنی از پسرم نداشته ام. آقای هادسن، من پیر هستم، این را با چشم خودتان دیده اید. از آن جا که دنبال جیانی هستید، باید بدانید که من هم دنبالش هستم. من اصل…
 
نور چراغ خواب پنی تا آن جا که می شود کم است، فقط نوری کافی برای دو دوست قدیمی با چهره های آشنا. دست پنی در دست الیزابت است. «خب عزیزکم کسی از چیزی قسر در رفته؟ تونی کرن نرفت، رفت؟ یکی اون رو قسر در برد. کار جیانی بوده، همه این جوری فکر می کنن، هرچند من یه نظریه ای راجع بهش دارم که باید با جویس در میان بذارم. به هر حال ضرری که نداره. و ونتام؟ خب، می…
 
کریس از دانا میپرسد: «دوست پسرت چی شد؟» دانا جواب میدهد: «من فقط گفتم قرار دارم. نگفتم که دوست پسرمه.» تلفن دانا دینگ دینگ می کند. او به صفحه تلفن نگاه می کند. «الیزابت می خواد بدونه فردا صبح آزادیم؟ چیز واجبی نیست.» --- Support this podcast: https://anchor.fm/thethursdaymurderclub/support
 
یه پرونده بوده مال شهر رای، سال ۱۹۷۳. پنی باید خیلی تازه کار بوده باشه. من حتی نمیتونم تصورش رو کنم که پنی اصلا تازه کار بوده، ولی تو باید خیلی واضح یادت باشه. احتمالا برات مثل دیروزه. پرونده مربوط به یه دختری بود به اسم آنی میدلی. --- Support this podcast: https://anchor.fm/thethursdaymurderclub/support…
 
کریس تنهاست. باقی مانده خوراک مرغ و سبزیجات بیرون بر جلویش است. مایکل ون گرون شش به صفر کار پیتر رایت را ساخت و زود مسابقه دارت را تمام کرد. بنابراین الآن تلویزیون چیزی ندارد و کسی هم نیست که با او تلویزیون تماشا کند. در فکر است که برود به پمپ بنزین شبانه روزی و چند بسته چیپس بخرد. فقط برای ملایم کردن اوضاع. تلفنش دینگ دینگ می کند. این شد یه چیزی ح…
 
الیزابت می پرسد: «جان چه جوری انجامش بدیم؟» جان جواب می دهد: «هر جور تو می خوای الیزابت. از لحظه ای که این کار رو کردم منتظر در زدنت بودم. هر روزی که نیومدی رو صرفا به عنوان پاداش در نظر گرفتم. کاش یه کم بیشتر طول می کشید. چی شد آخرش؟» ابراهیم می گوید: «کارن پلی فرتو رو شناخت.» جان سر تکان می دهد و پیش خودش لبخند می زند. «اون؟ کارن کوچولو. عجب!» جو…
 
کریس مجوز می گیرد. حکم بین المللی برای دستگیری جیانی گوندوز برای بازجویی در مورد قتل تونی کرن صادر شده است. یک پایان خوب برای روز. اسکناس هایی که استیو جورجیو به آنها داد هیچ رد و نشانی نداشت، ولی سه روز قبل از قتل تونی کرن از یک صرافی در قبرس شمالی گرفته شده بود. کریس آدرس صرافی را به جو کیپریانو داده بود، محض دوربین های مداربسته، ولی جو نگاهی به …
 
الیزابت در هوای سرد عصر از آن جا می رود، الآن برنمی گردد خانه. هوا دارد زودتر تاریک می شود و روسری ها دارند از کمدها بیرون می آیند. هنوز تابستان است ولی خیلی تا پاییز نمانده است. چند پاییز دیگر برای الیزابت باقی است؟ چند سال دیگر برای پوشیدن یک جفت چکمه راحت و راه رفتن میان برگها؟ یک روز بهار بدون او خواهد آمد. نرگسهای زرد همیشه کنار دریاچه می روین…
 
اپیزود سی‌وششم پادکست دغدغه ایران مأموریت آمریکایی‌ها در ایران – قسمت دوم آرتور میلسپو رئیس دومین هیئت آمریکایی بود که بعد از انقلاب مشروطه برای سامان دادن به مالیه ایران استخدام می‌شد. میلسپو بعد از مأموریت نیمه‌کاره مورگان شوستر در سال 1290 در سال 1301 وارد ایران شد و تا سال 1306 (سال‌های آغازین حاکمیت رضاشاه در ایران) فعالیت کرد. وی در کتاب «مأم…
 
کریس ادامه می دهد: «ولی نگرانم نکنه چیزی که می خوام الآن بگم اتفاق افتاده باشه. فکر می کنم چند هفته پیش یه پیامی گرفتی، یا شاید صرفا در خونت رو زده باشن، نمیدونم. در هر صورت، جیانی گوندوز بوده.» استیو جورجیو سرش را تکان می دهد و می گوید: «نچ.» «خب جیانی کمک می خواسته. برای یه چیزی برگشته بوده شهر. شاید نگفته چی، شاید هم گفته. خب رو می آره به تو که …
 
پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری کاری است از شبکه خبری صنعت مرغداری و دامپروری ایران - ITPNews این برنامه به مسائل و مباحث و اخبار های مطرح شده در صنعت مرغداری و دامپروری ایران و جهان می پردازد.پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری این صنعت و مدیران و اتفاقات آن را تحلیل و بررسی می کند و در یک فضای دوستانه و منتقدانه با آنها به بررسی مشکلات …
 
کارن آشنایی های بدی در تیندر داشته است. ولی این اولین بار بود که کسی او را به قتل متهم می کرد. درخواست دوستی عصر دیروز روی تلفن کارن آمده بود. از طرف جیسن ریچی. خب، با خودش گفته بود ایرادی ندارد که قبول کند؛ خب به نسبت بقیه آدمهای توی سایت دوست یابی بهتر بود. جیسن پیام میداد، کارن پیام میداد و خیلی سریع آنها در بین نوآق بودند و داشتند یک سالاد خرچن…
 
نمی دانم از وب سایت تیندر چیزی می دانید یا نه؟ من درباره اش از رادیو شنیده بودم، جوکهایی راجع بهش شنیده بودم، ولی اصلا تا قبل از این که جیسن نشانم بدهد، آن را ندیده بودم. اگر می دانید که چیست، می توانید این قسمت را نخوانید. خب تیندر برای دوستیابی ست. عکس های خودتان را در یک برنامه می گذارید. برنامه مثل اینترنت است ولی فقط روی تلفن شماست. جیسن چند ع…
 
الیزابت می پرسد: «خب اومده بوده؟» جیسن می گوید: «اومده بوده. جیانی سه روز قبل از قتل تونی اومده این جا و روزی که اون مرده از این جا رفته. اون تونی رو مقصر میدونسته که اون همه سال پیش اون رو لو داده بوده، اون این جوری گفت. کی از جیانی خبر داره؟» جویس زیرکانه سر تکان می دهد و جیسن ادامه میدهد. «شاید فقط حس کرده وقتش بوده. وقت روشن شدن قضيه. بعضی از آ…
 
شوخی نمی کنم، ولی نمیدونم این زنها اون موقع هم اینجا بودن یا نه. کی میدونه؟ همه اون راهبه ها. من که نمیدونستم، میدونین. تو میتونستی یکی از اون راهبه ها باشی جویس.» جویس می خندد. «انگار که یکی دو سال گذشته بوده ام. به هر حال خدایی خیلی سعی کردم که باشم.» اليزابت هم مثل گوردن پلی فر فکر می کرده است. راهبه ها. یعنی این مسیر بعدی بود که آنها باید طی می…
 
پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری کاری است از شبکه خبری صنعت مرغداری و دامپروری ایران - ITPNews این برنامه به مسائل و مباحث و اخبار های مطرح شده در صنعت مرغداری و دامپروری ایران و جهان می پردازد.پادکست رادیویی صنعت مرغداری و دامپروری این صنعت و مدیران و اتفاقات آن را تحلیل و بررسی می کند و در یک فضای دوستانه و منتقدانه با آنها به بررسی مشکلات …
 
کریس می پرسد: «ولی... اوضاع تغییر کرد؟» «اوضاع تغییر کرد، بله. اوضاع تغییر می کنه. خیلی زود مگی رو دیدم. اون عبادتگاه رو تمیز می کرد. چهار نفرشون تمیز می کردن.» دانا می گوید: «ولی فقط یکیشون مگی بود؟» متیو مکی لبخند میزند: «فقط یکیشون مگی بود. میدونین چه جوریه وقتی که برای اولین بار به چشم های یکی نگاه می کنین و همه دنیا از هم می پاشه؟ و فقط به این…
 
اپیزود سی‌وپنجم پادکست دغدغه ایران مأموریت آمریکایی‌ها در ایران – قسمت اول آرتور میلسپو رئیس دومین هیئت آمریکایی بود که بعد از انقلاب مشروطه برای سامان دادن به مالیه ایران استخدام می‌شد. میلسپو بعد از مأموریت نیمه‌کاره مورگان شوستر در سال 1290 در سال 1301 وارد ایران شد و تا سال 1306 (سال‌های آغازین حاکمیت رضاشاه در ایران) فعالیت کرد. وی در کتاب «مأ…
 
الیزابت دست متیو مکی را می گیرد و انگشتهایش را در انگشتهای او گره می کند.صدای پاهایی در حال دویدن می آید. الیزابت به ساعتش نگاهی می اندازد. الیزابت می گوید: «تیم نجات منه. بهشون گفتم اگه تا دو ساعت نیومدم بیرون، باید در رو بشکنن. بیان داخل تیراندازی.» مکی می پرسد: «دو ساعت؟ واقعا دو ساعت گذشت؟» الیزابت سر تکان میدهد. «چیزهای زیادی برای گفتن بود متی…
 
به من دستورالعمل های صریحی داده شده است و الیزابت خیلی وقت است که رفته است. کاش ران و ابراهیم پیش من بودند. دارم اینها را می نویسم و منتظر رسیدن دانا هستم، که امیدوارم خیلی زود برسد. کم کم دارم حس می کنم که اینها یک سرگرمی مفرح نیست. ماجراجویی نیست که در آن همه چیز خودش حل شود و همه هفته آینده برای بیشترش برگردیم. الیزابت گفت دو ساعت و الآن دو ساعت…
 
Loading …

راهنمای مرجع سریع

Google login Twitter login Classic login